[ وصيت ابراهيم اشتر ]
( * مصدر روايت : ابراهيم بن مالك اشتر .
* راوى : سليم از اعمش از خيثمه .
* موضوع : وصيت ابراهيم اشتر .
* نمودى از عقيدهء روشن شيعهء علويه در سدهء نخست هجرى )
* متن :
در كتاب سليم از اعمش و او از خيثمه ، آمده كه گفت :
هنگامى كه لحظهء مرگ ابراهيم نخعى « 1 » فرا رسيد ، به من گفت : مرا به خود بچسبان . چنين كردم . گفت : گواهى دهم كه جز اللَّه خدايى نيست و او را شريكى نباشد ، و اينكه محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلم فرستادهء او است و على بن ابى طالب عليه السّلام وصى محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلم است و حسن عليه السّلام وصى على عليه السّلام و حسين عليه السّلام وصىّ حسن عليه السّلام و على بن الحسين عليه السّلام وصىّ حسين عليه السّلام است .
گفت : سپس بيهوش شد و افتاد . گفتم : بيدار شو ، بيدار شو ، بهتر شد و گفت : آيا كس ديگرى جز تو هم سخنم را شنيد ؟ گفتم : نه ، گفت : بر اين عقيده زندهام و بر اين عقيده مىميرم . علقمه « 2 » و اسود « 3 » نيز بر اين عقيده بودند و هر كس بر اين عقيده نباشد ، عقيدهاى ندارد .
* * *
هامش
( 1 ) ابراهيم بن يزيد بن اسود ، از قبيلهء بزرگ مذحج ، از ياران امام على عليه السّلام و بزرگان شيعه كوفه . وى در سال 96 هجرى درگذشت .
( 2 ) علقمة بن قيس بن عبد اللَّه بن مالك بن علقمه . در دورهء حيات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلم بزاد و در سال 62 يا 73 هجرى درگذشت . وى شاگرد ابن مسعود بود و شايد از رزم آوران صفين كه شمشير به خون آلود و پايش معلول شد ، فقيه و قارى نام آور و از ثقات امام على و بزرگان تابعين .
( 3 ) اسود بن يزيد بن قيس نخعى از اصحاب امام على . در سال 74 هجرى درگذشت . گويا كه علقمه و اسود عمو و خالوى ابراهيم نخعى بودهاند .