[ پيكار با قاسطين ]
( * مصدر گزارش : سليم .
* راوى : ابان از سليم .
* زمان : صفر سال 37 هجرى .
* مكان : صفين .
* موضوع : پيكار با قاسطين .
* گزارشى از صفّين ؛ پيكار سرنوشت تاريخ ، على در آستانه پيروزى بر قاسطين ، تدبير بزرگترين تزوير تاريخ اسلام ، بلند كردن قرآنها بر فراز نيزهها و فاجعه شكست و حماقت مقدّسان بىشعور و مارقان بىشرف .
* نيرنگ نامهء معاويه به امام على و پاسخ آن حضرت .
* درگيرى عمرو عاص و معاويه و اعتراف به حقانيت و حقيقت على ( ع ) . )
* متن :
ابان گويد : از سليم پرسيدم : آيا در نبرد صفين حضور داشتى ؟ گفت : آرى ! گفتم :
در روز معروف به يوم الهرير بودى ؟ گفت : آرى ! گفتم : چند سال داشتى ؟ گفت :
چهل سالم بود . گفتم : خداى رحمتت كند ! برايم تعريف كن چه ديدى . گفت : باشد ، اما هر چه را كه فراموش كرده باشم ، اين سخنان مالك اشتر را فراموش نخواهم كرد .
سليم سپس گريست و گفت : قاسطين صف بسته بودند و ما هم صف آراسته بوديم ، مالك اشتر با اسبش از صف بدر آمد ، افسار اسبش را در دست و در كنارش حركت مىكرد . سلاح وى بر اسب آويزان بود ، در دست ديگرش نيزهاى داشت و با آن بر كلاه خودهامان مىنواخت و مىگفت : صفها را منظم كنيد ! وقتى گردانها را منظّم و صفها را آراست بر اسبش سوار شد و ميان ما و قاسطين ايستاد ، پشت به شاميان و رو به ما ، حمد و ثناى خداوند گفت و بر پيامبر و آلش درود فرستاد و سپس گفت :