[ نگاهى به گذشته و حال ]
( * مصدر روايت : امام على عليه السّلام .
* راوى : ابان از سليم .
* زمان : سال 35 هجرى .
* مكان : مدينه . مسجد پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم * موضوع : نگاهى به گذشته و حال .
* نقدى از عدالت و مساوات و دانش خليفهء دوّم .
* بايكوت اقتصادى على و آل ؛ گفتگوى فاطمه عليها السّلام با خليفهء اوّل و دوّم در بارهء فدك .
* طرح ترور نافرجام امام على عليه السّلام و اجراى آن توسط خالد بن وليد .
* اعتراف عثمان به ستمى كه بر على و آل رفته است . )
* متن :
ابان از قول سليم گويد كه گفت : به گروهى در مسجد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم پيوستم كه تنها غير هاشميان در آن گروه عبارت بودند از : سلمان ، ابو ذر ، مقداد ، محمّد بن ابى بكر ، عمر بن ابى سلمه و قيس بن سعد بن عباده .
عباس به على عليه السّلام گفت : به نظر شما چرا عمر آن گونه كه همهء كارگزارانش را جريمه كرد ، قنفذ را جريمه نكرد ؟
على عليه السّلام به كسانى كه پيرامونش بودند نگريست و چشمانش پر اشك شد و گفت : در سپاس از او به خاطر ضربهاى كه با تازيانه بر فاطمه عليها السّلام نواخت كه بر اثر آن درگذشت و بر بازويش كبودى تازيانه باقى مانده بود . سپس گفت : شگفتا كه دوستى اين مرد و رفيق پيشين او ، دل اين امت را پر كرده است و تسليم هر آنچه پديد آورده است شدهاند ! اگر كارگزارانش خيانتكارند و اموالى كه در دستشان است از راه خيانت است ، بر او روا نبود كه از اموال چشم پوشى كند بلكه وظيفهاش بود كه همهء آنها را بگيرد چرا كه آن اموال بهرهء مسلمانان است ، حق نداشت كه نيمش را بگيرد و نيمش را رها كند ! و اگر كارگزاران خيانتكار نبودند ، حق نداشت كه چيزى از اموال