در بارهء پروردگارش محاجّه كرد ، و دو نفر از بنى اسرائيل كه كتابشان را تحريف و سنتشان را تغيير دادند ؛ يكىشان مردم را يهودى كرد و ديگرى مردم را نصرانى نمود و شيطان نفر ششم است . و شش نفر آخرين عبارتند از دجّال و اين پنج نفر ؛ ياران عهد نامه ، و جبت و طاغوتشان همان چيزى است كه بر آن در دشمنى با تو اى برادر ، عهد و پيمان بستند كه پس از من بر تو بشورند ؛ اين و اين ، كه نام آنان را گفت و تعدادشان را براى ما بر شمرد . سلمان گفت : گفتيم : راست مىگويى ، گواهى مىدهيم كه ما اين مطلب را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيديم .
عثمان گفت : اى ابو الحسن ! آيا در بارهء من سخنى از رسول خدا نزد تو و يارانت هست ؟
على عليه السّلام گفت : آرى ! شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم دو بار تو را نفرين كرد و پس از اينكه تو را لعن كرد براى تو آمرزش نخواست .
عثمان خشمگين شد و گفت : مرا با تو كارى نيست ، اما تو در دورهء رسول خدا و پس از او مرا به حال خود نمىگذارى .
على گفت : آرى ! خدا پوزهات را به خاك ماليد .
عثمان گفت : به خدا سوگند از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : زبير مرتد از اسلام كشته شود .
سلمان گفت : على عليه السّلام خصوصى به من فرمود ؛ عثمان راست گفت ، و آن اينكه زبير پس از قتل عثمان با من بيعت كند و سپس بيعت مرا بشكند و مرتد كشته شود .
سلمان گفت : على عليه السّلام گفت : همهء مردم پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مرتد شدند به جز چهار نفر . همانا كه مردم پس از رسول خدا همانند هارون و پيروانش و مانند گوساله و گوساله پرستان گرديدند ؛ على مانند هارون ، عقيق مانند گوساله و عمر مانند سامرى . شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مىفرمود : « در قيامت گروهى از اصحابم با مقام و منزلتى كه از من كسب كردهاند مىآيند تا از صراط بگذرند ، وقتى ببينمشان
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: سليم بن قيس الهلالي الكوفي
ص٢٥٨