[ گفتگوى پيامبر ص با دخترش فاطمه ع ]
* ( مصدر روايت : پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم .
* زمان حادثه : روزهاى آخر ماه صفر سال 10 هجرى .
* مكان : مدينه ، خانهء عايشه .
* وضعيت : پيامبر در بستر بيمارى .
* راوى : سليم بن قيس از سلمان فارسى .
* زمان نقل : سال 15 ه موضوع : گفتگوى پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم با دخترش فاطمه عليها السّلام .
* مبانى امامت على و آل عليهم السّلام * سرنوشت اسلام امامت )
* متن :
سليم گويد : از سلمان فارسى شنيدم كه مىگفت : در حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در آن بيمارى كه به مرگ حضرتش انجاميد نشسته بودم كه فاطمه عليها السّلام وارد شد . چون ضعف حال رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را ديد گريهاش گرفت تا آنجا كه اشك بر گونههايش جارى شد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم گفت : دخترم ! چه چيز تو را مىگرياند ؟ فاطمه عليها السّلام گفت : اى رسول خدا ! پس از تو بر خويش و دو كودكم بيمناكم . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در حالى كه دو چشمش به اشك نشسته بود گفت : اى فاطمه ! آيا نمىدانى ما خاندانى هستيم كه خداوند متعال براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد و مرگ را بر همهء خلقش مقرر كرد . همانا كه خداوند متعال بر زمينيان نظرى نمود و مرا از ميانشان برگزيد و پيامبرم قرار داد ، سپس بار ديگر بر زمين نظرى كرد و همسرت را برگزيد و مرا فرمان داد تا تو را به همسرى او درآورم و او را برادر و وزير و وصى گيرم و جانشينم در ميان امتم قرار دهم . پس پدرت بهترين پيامبران و رسولان خداوند و همسرت بهترين