[ على از زبان دشمنانش ]
( * مصدر روايت : سعد بن ابى وقاص .
* راوى : سليم از سعد .
* زمان : پس از نبرد صفين .
* مكان : مدينه ( ؟ ) .
* موضوع : على از زبان دشمنانش .
* على عليه السّلام از زبان دشمنانش ؛ سعد بن ابى وقّاص به حقّانيت على و فضايلش اعتراف مىكند و . . . )
* متن :
سليم بن قيس گفت : سعد بن ابى وقّاص را ملاقات كردم و به او گفتم : از على عليه السّلام شنيدم كه گفت : از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : « از فتنهاى كه در پيش است بپرهيزيد ، از فتنهء سعد بپرهيزيد ؛ او به خوار ساختن حق و اهل حق فرا خواهد خواند » . سعد گفت : پروردگارا ! به تو پناه مىبرم از اينكه به على كينه ورزم يا با او بجنگم يا دشمنى نمايم يا او به من كينه ورزد و يا بجنگد و يا دشمنى نمايد . على را فضايلى است كه احدى از مردم را مانند آنها نيست ؛ او كسى است كه آيات برائت را بر مشركان خواند ، آنك كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : « اين پيام خداوند را كسى جز من و يا مردى از من نرساند » ، و در نبرد تبوك فرمود : « تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى هستى به جز نبوّت ، چرا كه پس از من پيامبرى نيست » ، و فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مبنى بر بستن هر درى كه به مسجد باز مىشد به جز در خانهء على ، عمر كوشيد كه به اندازهء روزنهاى و نگاه چشمى هم كه شده خانهاش به مسجد راه داشته باشد ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم نپذيرفت ، حمزه و عباس و جعفر گله كردند كه در خانههامان را بستى و در خانه على را باز گذاشتى ؟ فرمود : « شخص من در خانههاتان را نبستم و در خانهاش را باز نگذاشتم ، اين خداوند بود كه در خانههاتان را بست و در خانهاش را گشود » . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ميان هر دو نفر از يارانش پيمان برادرى برقرار كرد ، على عليه السّلام گفت : ميان يارانت پيمان برادرى بستى و مرا رها كردى ؟