[ گسترهء دانش و آگاهى على ع ]
( * مصدر روايت : عبد اللَّه بن عباس .
* راوى : ابان از سليم .
* زمان : سال 37 هجرى .
* مكان : مدينه .
* موضوع : دانش على عليه السّلام .
* گسترهء دانش و آگاهى على عليه السّلام . )
* متن :
ابان گويد سليم گفت : شنيدم كه ابن عباس مىگويد : از على عليه السّلام حديثى شنيدم كه معناى آن را نفهميدم ولى آن را انكار نكردم ، شنيدم كه مىگويد : « رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به هنگام بيماريش سر در گوشم نهاد و كليد گشودن هفتاد هزار باب دانش را به من آموخت كه هر باب هزار باب ديگر گشايد » . در ذى قار « 1 » در چادر على عليه السّلام نشسته بودم كه حضرتش حسن عليه السّلام و عمار را نزد كوفيان فرستاده بود تا مردم را به نبرد فراخوانند ، در اين هنگام على عليه السّلام رو كرد به من و فرمود : اى ابن عباس ! حسن با يازده هزار نفر يكى كم ( نمىدانم كه فرمود يكى يا دو تا كم ) دارد نزد تو مىآيد ! با خودم گفتم : اگر چنين باشد اين از همان هزار باب دانش است . ديرى نپاييد كه حسن عليه السّلام با آن سپاه موعود آمد ، به پيشوازشان شتافتم و به كاتب لشكر كه نام سپاهيان به همراه داشت گفتم : چند نفر با شما هستند ؟ گفت : « از يازده هزار نفر يك نفر كم است ( يادم نيست كه گفت يك يا دو نفر كم است ) .
اين روايت در منابع زير نيز آمده است :
مفيد / ارشاد 166 + ديلمى / ارشاد 2 / 224 + كنز العمال 5 / 43 . + احقاق الحق 6 / 43 . + بحار 40 / 216 ، 42 / 147 .
هامش
( 1 ) ذى قار ، آبى ميان كوفه و واسط بوده است .