به دفع مؤيد الدين وزير به عراق آمد ، وسپاهيان أو را مغلوب كرد ،
عز الدين يحيى را هم به جرم موافقت با أو كشت ( رجوع كنيد به تجارب
السلف صفحه 333 وعمدة الطالب صحفه 244 وتاريخ طبرستان
1 / 115 و 119 و 2 / 155 - 161 وراحة الصدور صفحه 278 ) .
تنبيه بر اشتباهى
نگارنده گويد ذكر " آبه " در اينجا اشتباه است ، وصحيح همانا
آمل است ، ودليل اين مدعا عن قريب به تفصيل ذكر خواهد شد
إن شاء الله تعالى .
از جمله كساني كه بمدح عز الدين يحيى پرداخته اند ، كمال الدين
إسماعيل أصفهاني است ، كه در ديوان خود گفته ( صفحه 92 - 94 )
وعنوان قصيدة در ديوان وى چنين است .
اين قصيدة در مدح سيد اجل عز الدين يحيى در وقتي كه اقضى
القضاة ركن الملة والدين أبو العلاء صاعد به خانه أو نزول ( كرده )
گويد :
از اين بشارت خرم كه ناگهان آمد
هزار جان غمين گشته شادمان آمد
گمان برى كه همى سوى خستگان فراق
نسيم باد سحر گه ز گلستان آمد
خدايگان أفاضل كه موكب أو را
ظفر جنييه كش وفتح همعنان آمد
كه آفتاب شريعت بطالع مسعود
به أوج برج سعادت ز ناگهان آمد
ز سر غيب قضايا سپهر رمزى گفت
زبان گلشن از آن رمز ترجمان آمد
زد آفتاب فلك پشت دست بر ديوار
ز پس كه عاجز از آن رأى غيب دان آمد
فهرست منتجب الدين — صفحة 388
مساهمون: منتجب الدين بن بابويه
ص٣٨٨