Skip to main content

فهرست منتجب الدين — Page 369

Contributors:

P.369
بر فلك كردست دولت صفه آن سرفراز بر زهل كردست گردون گردن اين گردنا درگه تو هست بنيان شرف را قاعده مجلس تو هست حملان كرم را كيميا خار باغ توست در دست حكيمان سرخ گل خاك پاى توست بر چشم كريمان توتيا مهترا گر عارضى بر عرض تو سايه فكند بدر را گه گه پديد آيد خسوف اندر ضيا عارض از عرض تو زايل گشت چون شد متصل از خداى ما أجابت وز مسلمانان دعا خدمت تو مخلصانه كرد برهاني بدل يافت از اقبال تو هم ملتجأ هم مرتجا كرد خواهم خدمت تو مخلصانه چون پدر تا به اقبال تو گردم مقبل اندر مبتدأ خاطر من چون هوا ومدح تو چون آتش است گر بود آتش مصمد سال ومه اندر هوا تا شود برگ درختان كهربا رنگ از خزان تا شود شاخ درختان مشترى سان از صبا طلعت مداح تو بادا بفر مشترى چهره بد خواه تو بادا به رنگ كهرباء در سراى دين ودولت دائمي بادت درنگ بر سرير سود وسؤدد سرمدي بادت بقاء تنبيه بر سه امر نر اينجا ضرور است 1 - چنان كه ملاحظه مىشود أمير معزى در اين قصيدة كنيه سيد مطهر را أبو طاهر معرفى كرده است ، در صورتي كه منتجب الدين وباخرزى ، أبو الحسن ضبط كرده اند ، بايد حمل بر تعدد كنيه شود ، چنان كه نظيرش
فهرست منتجب الدين — Page 369 | منتجب الدين بن بابويه / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)