تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
و لا يضبط نفسه و لا يقوي على حمل فادح ما نزل به ، قد اذهب الجزع صبره ، و اذهل عقله و حال بينه و بين الفهم و الافهام و الاستماع . . . : « از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنچنان غم و اندوه بر من وارد گرديد كه گمان نمىكردم كه اگر كوهها را به برداشتن آن بار سنگين مجبور مىكردند توان تحمّل آن را داشته باشند ، مىديدم جمعى از اهل بيت خود را كه بىتابى مىكنند و نمىتوانند اندوه جانكاه و سنگين اين فاجعه را تحمّل نمايند ، رنج فراق ، تاب و توان آنها را ربوده و عقلشان را از كار انداخته ، و آنها را از دريافت سخن و گفتگو درمانده كرده است . . . » . و نيز مىديدم : ساير مردم را كه از دودمان عبد المطّلب نبودند به همديگر تسليت مىگفتند ، و همديگر را به صبر و تحمّل ، دعوت مىكردند ، و بعضى در گريه و ناله ، با اهل بيت عليهم السّلام همنوا بودند ، ولى من خودم را به صبر و تحمّل وادار كرده ، لب فرو بستم ، و به انجام وصيّتهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مورد غسل ، كفن ، حنوط ، نماز ، دفن ، و جمع‌آورى و تنظيم قرآن ، مشغول گشتم ، اشكهاى بىاختيار ، و آههاى غمبار ، و شعله‌هاى آتش سوزان دل داغدارم و بزرگى فاجعه ، مرا از كار تجهيز جنازهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بازنداشت ، تا اينكه در تمام اين موارد ، حق واجب خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بطور شايسته انجام دادم ، و مأموريت خود را با صبر و تحمّل به پايان رساندم » . مرحوم كلينى ( ره ) از امام باقر عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رحلت كرد ، آن شب بر آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله ( بر اثر سختى و ناراحتى ) به قدرى طولانى گذشت كه گمان كردند از آن پس ، آسمان بر آنها سايه نمىافكند ، و زمين از حمل آنها عاجز است ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خويشان و ديگران را تنها گذاشت و رفت ، آنها در اين حال بودند كه شخصى آمد ، صداى او را مىشنيدند ولى خودش را نمىديدند و گفت : « سلام بر شما خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . . . » [ اين همان خضر عليه السّلام