طريق است كه ذهن مسلمانان تصوير والايى از پيغمبر خود بهوجودمىآورد .
از شخصيّت تاريخى محمّد ( ص ) ، آنگونه كه در پارهاى اشارات قرآن برمىآيد ، ما تنها بر خصوصياتى تأكيدمىكنيم كه بعدها موضوع آرمانى شدن شخصيت آن حضرت را تشكيل مىدهد .
در آغاز سورهء انشراح ، آيات اوّل تا سوم ، خداوند به پيغمبر مىفرمايد :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ
( آيا سينهات را گشادهنكرديم ، و بارت را از پشتت برنداشتيم ، بارى كه پشتت را مىشكست ؟ ) همين معنى در سورهء انعام ، آيهء 125 ، نيز مىآيد كه مىفرمايد :
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ
( خدا چون بخواهد كسى را هدايت كند سينهاش را به روى اسلام مىگشايد ) . بر پايهء اين تعبير و « گشودن خدا سينهاى را » روايات افسانهاى زير را مىسازند : « در آن زمان كه محمّد ( ص ) هنوز كودكى بيش نبود ، فرشتهاى به او نزديك شد . سينهء او را گشود ، دلش را بيرون آورد ، آن را شست و شو داد ، و پر از ايمان و تقوا كرد . » « 71 » اگر اين افسانه در زمان مقاتل ساختهشده بودهاست بىگمان او ، كه آن همه پاى بند گزارش اوضاع و احوال تاريخى است ، در نقل آن درنگ نمىكرد . در حقيقت ، مقاتل به تفسير اين آيات در پرتو آيهء 7 سورهء ضحى اكتفامىكند ، كه در آن خدا از محمّد ( ص ) مىپرسد : « آيا ( پروردگار تو ) تو را گمراه نيافت و هدايت كرد ؟ » ( . . .
وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى
؟ ) ، و آيهء سورهء انشراح را چنين تفسير مىكند :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
، يعنى : آيا سينهات را ، كه زياده تنگبود ، گشاده نكرديم تا ايمان در آن راه يابد و بدينگونه خدا تو را در راه راست هدايتكند ؟ زيرا نوشتهشدهاست :
وَ وَجَدَكَ ضَالًّا ،
يعنى ناآگاه از اين معنى كه كتاب چيست و ايمان چيست . »
براى اينكه واقعيت تاريخى چنين تفسيرى را نشاندهيم ، كافىاست چند تفسير از صوفيان بعدى را در اينجا بياوريم : «
وَ وَجَدَكَ ضَالًّا
، اى متحيّرا فى بيان الكتاب المنزل عليك فهداك لبيانه :
تو را گمراه يافت ، يعنى متجيّر يافت در بيان كتابى كه بر تو نازل شد ، و او تو را در جهت بيان آن هدايتكرد » ( جنيد ) ؛ - « كنت ضالاعن محبّتى لك فى الازل فمنت عليك بمعرفتى : تو از محبّت ازلى من به خود گمراه بودى ، و من تو را از موهبت معرفت خود برخورداركردم » ( امام جعفر صادق ، ع ) ؛ - «
وَجَدَكَ ضَالًّا
عن الرّسوم لا عن المعرفة : تو را از جهت ظواهر گمراه يافت ، نه از جهت معرفت » ( ابن عطا ) ؛ - « الم نشرح صدرك لمشاهدتى و مطالعتى ؟ : آيا سينهء تو را نگشاديم تا ما را مشاهده و مطالعهكنى ؟ » « ( امام جعفر صادق ، ع ) ؛ - « الم نجلى لك سرّك عن الكل ؟ : فشرح صدرك للنّظر و شرح صدر موسى للكلام ؟ : آيا سرّ تو را از همه چيز آزاد نكرديم . . . به قسمى كه
هامش
( 71 ) . اين خلاصهء افسانه را از ترجمهء قرآن ر . بلاشر ، يادداشت دربارهء آيهء 1 ، سورهء انشراح ، نقلكرديم .