احسان
مىدانيم كه در روايات اسلامى ، اين كلمه معنايى بسيار اصطلاحى يافتهاست ، زيرا در مفاهيم سهگانهاى جاىمىگيرد كه خود كاملترين آنهاست . در حقيقت ، مفاهيم سهگانهء « اسلام » و « ايمان » و « احسان » سه موقفى است كه رفتار مذهبى مؤمن را متمايزمىكند . مقاتل در تفسير خمسمائة آيه ( برگ 2 الف ) حديثى را نقلمىكند كه از آن پس در شمار احاديث مشهور در آمده است : روزى جبرئيل در جامهء يك باديهنشين نزد محمد ( ص ) مىرود و از او مىپرسد كه « ايمان » و « اسلام » و « احسان » چيست . پيغمبر احسان را با عبارتى تعريف مىكند كه محتواى آن جز در تجربهء عرفانى اهل تصوف كاملا پرورده نخواهدشد . مىفرمايد : « احسان آن است كه تو دربرابر خدا متّقى باشى چنان كه گويى تو او را مىبينى ؛ زيرا اگر تو او را نمىبينى ، او تو را مىبيند . »
مقاتل در تفسير خود اشارهاى به اين حديث نمىكند ، ولى در آن دو ترجمه براى « احسان » مىدهد كه ، نه از جهت خود ترجمهها ، بلكه از جهت روش ترجمهء مقاتل جالب توجه است .
قرآن كريم در سورهء نحل ، آيهء 90 مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
، و مقاتل « عدل » را به « توحيد » و « احسان » را به « عفو عن الناس » ( بخشايش ديگران ) ترجمهمىكند . در سورهء الرحمن ، آيهء 60 آمده است :
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ
. مقاتل آن را چنين ترجمهمىكند : « آيا پاداش اهل « توحيد » در آن جهان چيزى جز بهشت ( جنّة ) است . » معلوم است كه هيچ يك از اين ترجمهها لفظى نيست ، زيرا هيچ فرهنگ نويسى « عفو » و « جنّت » را مترادف « احسان » نداده است . ولى مقاتل غالبا ، چنان كه در اين دو متن مىبينيم ، از قرائت لفظى فراتر مىرود و در ترجمه بار معنايى نمادينى را كه يك واژه در سياق كلام بر دوش دارد مطمح نظر قرار مىدهد .
اگر « احسان » به معنى « عفو » است ، به سبب آن است كه عمل بخشايش در حقيقت نماد بزرگترين « احسان » ى است كه مىتوان به ديگران كرد . اين قرائت رمزى يا مراجعه به معنى رمزى يك كلمه در فقرات ديگر تفسير كه متن قرآنى مورد دو ترجمه يا دو قرائت لفظى و رمزى قرار مىگيرد بازهم محسوستر است . نمونهء گويايى از اين معنى را در تفسير سورهء مرسلات ، آيههاى 1 تا 5 ، مىبينيم :
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً
( مقصود فرشتگانى است كه براى نيكى فرستاده شدهاند ) ؛
فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً
( مقصود بادهاست ) ؛
وَ النَّاشِراتِ نَشْراً
( يعنى اعمال فرزندان آدم كه در روز رستاخيز نشر خواهد شد ) ؛
فَالْفارِقاتِ فَرْقاً
( قرآن است كه ميان حق و باطل فرق خواهد نهاد ) ؛
فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً
( يعنى جبرئيل ) .
از اين متن كه مقاتل آن را با قرائتى نمادى مىخواند ، بلاشر ترجمهاى كاملا متفاوت و لفظى به دست مىدهد . مىنويسد : « به طور كلّى ( و تا آنجا كه صفت اساسى متنى بدين شيوه رمز آميز