پديد آيد ، آخرت و هر چه در آن هست برايش سرد شود ؛ و چون ماه پديد آيد نه دنيا بيند و نه آخرت و نه هرچه درآن دو هست و جز خدا را نشناسد . درآن حالت تن او و دل او و سخن او همه نور است . چنان كه در قرآن آمدهاست :
نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
: نورى بالاى نورى و خدا هر كه را خواهد به نور خويش هدايت كند » « 89 » ( نور ، 34 ) ( ص 138 ) .
به اين ترتيب اين متون مربوط به نماد آتش و نور با نقل آيهء مشهور نور كه زيباترين آيهء قرآن است پايان مىيابد :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ . . .
( نور ، 35 ) . بنابراين ، نورى ما را وارد قلمرو زبان نمادين مىكند كه اكنون به ذكر آن خواهيم پرداخت .
2 . نفّرى يا نمادهاى تجربه
شك نيست كه آيهء قرآن دربارهء نور سهم مهمى در ايجاد زبانى نمادين در اسلام داشته است ، ولى در عين حال حدودى را هم كه اين زبان براى خود قائل بوده است نشان مىدهد . رمز اين آيه از اين جهت شايان توجّه است كه وجهه نظر آن خود خداست . و به همين جهت اين آيه در عين حال انديشهء اسلامى را در وضع دشوارى قرار مىداد ؛ از اين رو ، اين انديشه كوشيده است تا راههاى بيرون شدى براى آن بيابد .
قرآن در پايان اين آيه ( نور ، 35 ) مىفرمايد :
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ
: خدا براى مردم مثلها مىآورد » . و امّا در اين كه مراد از اين مثل خداست ظاهرا ترديدى نيست : « خدا نور آسمانها و زمين است . . . مثل نور او چون چراغدانى است . . . » ولى انديشهء اسلامى نمىتوانست بپذيرد كه خدا به شىء مخلوقى ، ولو خود نور باشد ، تشبيه شود . مگر در قرآن نيامده است :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
( شورى ، 11 ) ؟ وانگهى صريحا به انسان امر شده است كه براى خدا مثل نزند :
فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ
( نحل ، 74 ) ، كه بلاشر آن را به « پس هرگز شبيههايى به خدا نسبت مدهيد » ترجمه كرده است و ترجمهء درست آن ، همان گونه كه در آيات ديگر مىبينيم (
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الامثال ،
اسراء ، 48 ، فرقان ، 9 ،
وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ
، فرقان ، 39 : « دربارهء خدا مثل مزنيد » « 90 » است .
حكيم ترمذى در متنى كه ما ترجمهء آن را قبلا به دست داديم معنى اين آيه را چنين مىفهمد . پس اين مثل را كه مطمح نظر نصّ آن به صراحت خداست چگونه بايد دريافت ؟ يا بهتر بگوييم
هامش
( 89 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 107 - م .
( 90 ) . در آيهء بعد ( از همين سورهء نحل ) مىفرمايد : «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً: خدا قريهاى را ( مثل مىزند ) » . از اين رو ، كازيميرسكى اين آيه را چنين ترجمه مىكند : « هرگز خدا را موضوع تشبيهات خود مگيريد » .