بر زبان مىآورد . از اين نوع است بعضى از سخنان او كه ظاهر آنها در نظر شنوندگانش زننده مىنموده ، ولى محتواى آنها كاملا منطبق بر مذهب مألوف بوده است . سرّاج حكايت مىكند كه « روزى نورى را نزد خليفه بردند و شهادت دادند كه او گفته است : « ديروز من در خانهام با خدا بودهام . » از او مىپرسند كه آيا اين سخن راست است ؟ مىگويد : راست است ! من در همين لحظه هم با خدا هستم ، در خانه هم با خدا هستم ، در بيابان هم با او هستم ؛ كسى كه دراين جهان با خداست ، در آن جهان هم با خدا خواهد بود . مگر خداى جلّ ذكره نفرموده است :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
( ق ، 16 ) ؟
تا كنون ما نورى را فقط از راه حكاياتى از نوع آنچه نقل كرديم و از طريق اقوالى كه از او در كتابهاى تذكرهءاولياء آمده است مىشناختيم . « 17 » هر چند در كتاب كلاباذى « 18 » خوانده بوديم كه نورى يكى از كسانى است كه « به طور اشاره » دربارهء تصوفّ كتاب نوشتهاند . از اين رو ، از كشف رسالهاى از او تحت عنوان مقامات القلوب « 19 » ، در يك جنگ خطى كتابخانهء نافذپاشا در استانبول ، تعجّب نكرديم . از آن پس ، به يمن اثر فؤاد سزگين نسخههاى ديگرى از آن را مىشناسيم كه محفوظتر مانده است ، و همين به ما امكان داده است كه طبع انتقاديى از آن به دست دهيم . اين اثر به نظر ما به قدرى استثنايى آمد كه شايسته ديديم كه آن را در اينجا ، به عنوان نمونهاى از زبان تمثيلى كه در بالا از آن سخن گفتيم به تفصيل تحليلكنيم .
رسالهء نورى ، در حقيقت ، نوعى شعر منثور است كه حقايق تجربهء روحانى را با تمثيل بيان مىكند . شامل يك مقدّمه و بيست پرده است كه هر يك توصيف كوتاهى از يك يا چند تمثيل است . ولى اين شعر با هدفى آشكارا تعليمى نوشته شده است ، و اين مىرساند كه تجربهاى كه از آن سخن مىگويد هنوز سوزان از آتش ديدار نيست . تمثيل در اينجا مثل است به اين معنى كه از تأمّلى استعارى دربارهء تجربه زاده مىشود كه مكانيسم آن را گاه با مفاهيم انتزاعى القا
هامش
چشمان من لحظهاى نگاه خود را به او برنگردانده است مبادا كه نگاههاى نامحرمى بر صحنهء نجواى ما بيفتد و لكن من ميان خود و او از خيال رسولى ساختهام تا پيام نهانيهاى دل را به او برساند ! ( اللّمع ، ص 494 ، چاپ قاهره )
( 17 ) . اين حكايات و سخنان كوتاه را درمنگم در كتاب پيشگفته گرد آورده است ، ص 263 - 247 .
( 18 ) . تعرّف ( چاپ قاهره ، 1960 ) ، ص 30 .
( 19 ) . ما آن را بر اساس چهار نسخهء خطى تصحيح و درMelangesdel 'Universitesaint - Joseph، جلد چهل و چهارم ، ص 117 تا 154 چاپ كردهايم . نگاه كنيد به : « رسالهء مقامات القلوب » للشيخ ابى الحسن النّورى ، تحقيق الاب بولس نويا ، متن عربى همراه با ترجمهء عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، معارف ، دورهء ششم ، سال 1368 ، شمارههاى 1 و 2 ، ص 81 تا 119 - م ) .