تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
است ، و خوف زينت زهد : هر دو زادهء فكرند و به « شاخه‌ها » ىشوق به خدا تقسيم مىشوند » ( ص 43 ) . با اين همه ، خرّاز در دنبالهء سخن مىگويد : « اگر شوق ، در چشم شاغلان به اعمال عبادى ، برتر است ، اگر عشق ، در چشم مريدان منزلى والاست ، اگر خوف در چشم زاهدان منزلى رفيع است ، و اگر اهل ولايت مشتاق همهء اين مقامات‌اند ، اهل معرفت مشرف بر همهء اين احوال‌اند ، زيرا عارف در معرفت معروف از همهء آنها در مىگذرد » ( ص 43 ) . و به همين سبب است كه تجربهء خاصّ عارف از آنجا آغاز مىشود كه منازل ديگر متوقّف مىماند . خرّاز در دو سطر بسيار موجز راه عرفانيى را كه عارف مىپيمايد چنين توصيف مىكند : « اوّل مقامات اهل معرفت تحيّر است با افتقار ، پس سرور [ است ] با اتّصال ، پس فناست با انتباه ، پس بقاست با انتظار . و نرسد هيچ مخلوقى بالاى اين . » « 68 »

3 . كتاب الصّفات يا تجربهء قرب به خدا

الف ) معرفى

خرّاز زبان « قرب » را ، لااقل از جهت لفظى ، بىگمان از قرآن گرفته‌است . با اين حال ، منظرى كه اين لفظ در آن به كار رفته است با از آن قرآن متفاوت است و جز ملهم از تجربه نمىتواند بود . در حقيقت ، وجههء نظر قرآن « قرب » از جانب خداست ، چنان كه خدا را « قريب » يا « اقرب » خوانده است . « 69 » قرب انسان به خدا را تنها از ديدگاه آخرت شناختى نگريسته است : در آخرت ، آدميان ، مانند فرشتگان « مقرّب » مىشوند (
الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ
، نساء ، 172 ؛
فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ
، واقعه ، 88 ؛
عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ
، مطفّفين ، 28 ) . با اين همه ، قرآن يك بار ، در سياق سخنى دقيقا عرفانى ، نزديك‌شدن انسان به خدا را ممكن دانسته است (
وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا
، مريم ، 52 ) . خدا دربارهء موسى مىفرمايد : « و او را از جانب راست كوه طور ندا داديم و به خود نزديك ساختيم تا با او راز گوييم . » ولى مورد موسى موردى جداگانه است ، و به همين سبب است كه مسلمانان صدر اسلام مانند مقاتل ، قرب را تنها از جانب خدا دانسته‌اند ، و به نحوى كوشيده‌اند تا با تصريح اين معنى كه تنها علم خداست كه « نزديك » انسان است نه خود او ، معنى آن را تعديل كنند . « 70 »
هامش
( 68 ) . نقل از تذكرة الاولياء ، پيشين ، ص 460 - م ؛ همچنين نگاه كنيد به : حكايات الصّوفيّة ابن باكويه ، نسخهء اياصوفيه ، شمارهء 4128 ، برگ 163 الف ، و اقوال الائمّة ، مجهول المؤلف ، نسخهء خطى موزهء بريتانيايى ، شمارهء 12632 ، برگ 36 الف - ب . ( 69 ) .فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ( بقره ، 186 ) ؛إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ( هود ، 61 ) ؛إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ( سبا ، 34 ) ؛نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ( ق ، 50 ) ؛نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ( واقعه ، 85 ) . ( 70 ) قرآن ، در آيهء 45 سورهء آل‌عمران ، عيسى بن مريم را « من المقرّبين » خوانده است ، ولى مقاتل تصريح مىكند : « فى