وى گفت : پنج نان .
امام عليه السلام فرمود : اين پانزده تا و از ديگرى پرسيد : تو چقدر داشتى ؟
وى گفت : سه نان .
امام عليه السلام فرمود : اين نيز نُه تا و جمعاً بيست و چهار تا . سهم هر كدام هشت تا . پس براى سه نانى ، نُه تاست كه هشت تاى آن را خوردهاى و برايت يكى مانده است و پنج نانى پانزده سهم نان داشته كه هشت تاى آن را خورد و هفت تا برايش باقى ماند . »
ارجاعات
مىآيد :
در روايت هشتم از باب يكم از ابواب نذر فرموده امام عليه السلام كه : « مگر آنكه كارى را بر خود لازم كرده باشد كه قدرت انجام آن را ندارد ، پس چيزى بر او نيست مگر به اندازهاى كه قدرت دارد و اين از مواردى است كه بايد از خداوند درخواست آمرزش كند و هرگز آن را تكرار نكند . »
در روايت دوازدهم از باب چهل و چهارم از ابواب قضا فرموده پيامبراكرم صلى الله عليه و آله كه : « فيل را وارد يك كشتى و تا جايى كه آب مىرسد نشانهگذارى كند ، سپس فيل را خارج كند و آهن يا مس يا چيز ديگرى در كشتى بريزد . وقتى آب به محل نشانه رسيد ، آنها را خارج و وزن كند . »
باب 40 جواز برداشتن حق خود از مال منكر و سوگند به بدهكار نبودن
1082 - ( 1 ) ابوبكر ارمنى گويد : « به امام موسى بن جعفر عليه السلام نوشتم : فدايت شوم ! من از شخصى تعدادى درهم طلبكار بودم ، ولى او انكار كرد ، آنگاه تعدادى درهم از وى به دست من افتاد . آيا مالم را از آن بردارم و اگر مرا سوگند داد ، قسم بخورم كه چيزى بر عهدهء من ندارد ؟
امام عليه السلام فرمود : آرى ، از مالى كه به دستت آمده بردار و اگر تو را سوگند داد ، قسم بخور كه چيزى بر عهدهء تو ندارد . »
ارجاعات
باب هفتاد و چهارم از ابواب كسبهاى روا و ناروا را بنگر .
مىآيد :
و در باب بعدى مناسب با اين بحث خواهد آمد .