امام عليه السلام فرمود : به خدايى كه معبودى جز او نيست او حتماً هلاك شد .
گفتم : هلاكت غيبت يا هلاكت مرگ ؟
امام عليه السلام فرمود : هلاكت مرگ .
گفتم : شايد شما تقيه مىكنيد ؟
امام عليه السلام فرمود : سبحان اللَّه ! « 1 »
گفتم : آيا به شما وصيت كرد ؟
فرمود : آرى .
گفتم : آيا كسى را با شما در آن شريك كرد ؟
فرمود : نه .
گفتم : آيا برادرانت بر تو امام هستند ؟
فرمود : نه .
گفتم : آيا تو امام هستى ؟
فرمود : آرى . »
911 - ( 25 ) محمد بن زيد طبرى گويد : « در خراسان بالاى سر امام رضا عليه السلام ايستاده بودم . تعدادى از بنى هاشم نزد امام عليه السلام بودند و اسحاق بن موسى بن عيسى عباسى نيز در ميان آنان بود . امام عليه السلام فرمود :
اى اسحاق ! به من رسيده كه مردم مىگويند : ما مىپنداريم مردم برده ما هستند ، به خويشاوندىام با پيامبر صلى الله عليه و آله سوگند ، اين چنين نيست ، من هرگز آن را نگفتهام و از نياكانم نشنيدهام كه گفته باشند و از هيچيك از آنان به من نرسيده است كه گفته باشند ولى من مىگويم : مردم در پيروى كردن از خدا ما و در دين دوستدار ما هستند پس بايد حاضر به غايب برساند . »
912 - ( 26 ) عبداللَّه نهشلى از امام موسى بن جعفر عليه السلام در يك حديث بلند روايت مىكند كه : « سپس امام عليه السلام به دوستداران و خاندانش كه در مجلس حضور داشتند ، رو كرد و فرمود : بايد روحتان شاد باشد [ / بايد ترستان بيرون رود ] نخستين نامهاى كه از عراق مىآيد خبر مرگ موسى بن مهدى و هلاكتش را مىآورد .
گفت : خداوند كارهايت را سامان بخشد ، موضوع از چه قرار است ؟
امام عليه السلام فرمود : به حرمت اين قبر سوگند ، وى در اين روز مُرد . . . »
هامش
( 1 ) . اين جمله هنگام تعجب گفته مىشود - م .