سپس نظر وى در همه اين موارد تغيير مىكند و مىگويد : نخست اينگونه مىخواستم و سپس بر خلاف خواست و نظر اولم تصميم گرفتم . آيا مىتواند از آن بازگردد و آنچه را قرار گذاشته براى ديگران قرار گذارد يا از آن بكاهد يا ديگران را با آنها شريك كند در صورتى كه آن را بخواهد ؟
امام عليه السلام مرقوم فرمود : هر كارى كه بخواهد مىتواند انجام دهد مگر آنكه نوشتهاى عليه خود تنظيم كرده باشد . »
721 - ( 2 ) عمار بن مروان گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : وقتى مرگ پدرم رسيد به وى گفته شد :
وصيت كن و او گفت : هر كارى كه فرزندم - عمر - انجام دهد ، صحيح است .
امام عليه السلام فرمود : پدرت مختصر و فشرده وصيت كرد .
گفتم : وى دستور داد فلان مبلغ به شما پرداخت شود .
امام عليه السلام فرمود : انجام بده .
گفتم : برادرم سفارش كرد برده مومن و اهل ولايتى را آزاد كنيم وقتى آزاد كرديم ، معلوم شد كه آن حلالزاده نبوده است .
امام عليه السلام فرمود : از جانب وى مجزى و كافى است ( همانا حكايت آن حكايت كسى است كه قربانى را بنا بر فربه بودن مىخرد ، آنگاه آن را لاغر مىيابد كه از طرف وى كافى است . »
باب 59 حكم وصيت به فرزند بودن بردهاى و آزاد كردن بردهاى بدون تعيين
722 - ( 1 ) ابو حمزه ثمالى گويد : « شخصى هنگام مرگ به فرزندش وصيت كرد و گفت : بردهام يسار فرزند من است . همانند يكى از خود به وى ارث بدهيد و برده ديگرم يسار را آزاد كنيد پس او آزاد است .
پس رفتند از وى بپرسند كه كدام برده آزاد است و كدام يك ارث مىبرد ؟ زبانش بند آمد . آنگاه از مردم در اين باره تحقيق كردند ولى كسى براى اين پرسش پاسخى نداشت تا اينكه نزد امام صادق عليه السلام آمدند و مساله را مطرح كردند . امام عليه السلام فرمود : آيا كسى از زنانتان همراه شما هست ؟
گفتند : آرى چهار تن از خواهرانمان همراه ما هستند و ما چهار برادر هستيم .
امام عليه السلام فرمود : از آنان بپرسيد كدام يك از دو غلام وقتى نزد آنان مىرفت ، پدرشان مىگفت : از وى خود را نپوشانيد ، زيرا او برادرتان است .