مرحوم شيخ طوسى قدس سره مىفرمايد : « اين حكم مخصوص به همين مورد است و به موارد ديگر سرايت داده نمىشود ؛ زيرا جايز نيست انسان را به دليل سخن موصى و دستور وى از ميراثى محروم كرد كه او به خاطر نَسَب مشهورى استحقاق آن را دارد ، در صورتى كه نَسَب وى ثابت و آشكار باشد و ولادتش مشهور باشد . »
701 - ( 2 ) سعد بن سعد گويد : « از امام رضا عليه السلام سؤال كردم : شخصى فرزندى دارد كه آن را به خود منسوب مىكرد ، آنگاه او را از خود نفى و از ميراث محرومش كرد و من وصى او هستم ، چه كار كنم ؟
امام عليه السلام فرمود : به دليل اقرار وى در حضور مردم ، فرزند براى او لازم است و وصىّ به دليل چيزى كه خود مىداند ، او را از ميراث محرومش نمىكند . »
ارجاعات
مىآيد :
در روايت يازدهم از باب شصت و يكم مناسب با اين بحث خواهد آمد .
باب 53 حكم پرداخت مال وصيت شده براى كعبه به زائران آن
ارجاعات
گذشت : در روايات باب نوزدهم از ابواب مشاعر مطالبى هست كه بر اين بحث دلالت مىكند .
باب 54 حكم كافى نبودن مال وصيت شده براى عتق ، حج و صدقه
702 - ( 1 ) معاوية بن عمار گويد : « زنى از بستگان من ثلث مالش را به من وصيت كرد و دستور داد با آن