فصل بيست و دوم : ابواب سُكنى و حبس
باب 1 استحباب سكونت دادن به مؤمن
383 - ( 1 ) معمر بن خلاد گويد : « امام موسى بن جعفر عليه السلام خانهاى خريد و به يكى از دوستدارانش دستور داد به آنجا نقل مكان كند و به وى فرمود : خانهات كوچك است .
آن مرد گفت : پدرم اين خانه را ساخته است .
امام عليه السلام فرمود : اگر پدرت احمق بود ، آيا شايسته است ( يا مىخواهى ) تو نيز مثل او باشى ؟ »
384 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام از على عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « صدقه و وقف دو نوع پس انداز است ، پس آنها را براى روز خود ذخيره كنيد » .
ارجاعات
گذشت : در روايات باب هشتاد و هفتم از ابواب معاشرت مطالبى هست كه به طور عموم با اين بحث تناسب دارد .
و در روايت شصت و هشتم از باب نود و سوم اين گفته كه : « هركس خانهاى دارد و مومنى نيازمند سكونت در آن است و او را از آن خانه باز دارد ، خداوند عزيز و باشكوه مىفرمايد : « اى فرشتگانِ من ، بندهام از ساكن كردن بندهام در خانه دنيا بخل ورزيد به عزت و جلالم سوگند ، هرگز او را در بهشت هايم ساكن نخواهم كرد . » ساير روايات آن باب و باب هشتم از ابواب وقوف را بنگر كه با اين بحث تناسب دارد .
مىآيد :
و در ابواب بعدى مطالبى خواهد آمد كه بر اين بحث دلالت مىكند .