باب 3 پس گرفتن مهريه از ولى زن معيوب كه با فريبكارى او را شوهر دهد
ارجاعات
مىآيد :
در روايت دهم از باب يكم از ابواب عيوب زن فرموده امام عليه السلام كه : « شوهر مهريه را از سرپرست زن - پوشاننده عيب وى - مىگيرد و اگر سرپرست زن از آن بى خبر باشد ، شوهر چيزى از وى طلبكار نيست و زن را به خانوادهاش بازمىگرداند و اگر شوهر به بخشى از آنچه به زن داده است دست يابد ، متعلق به اوست و اگر به چيزى دست نيافت ، چيزى براى او نيست . »
ساير روايات باب را نيز بنگر كه بر اين بحث دلالت مىكند .
باب 4 حكم به ازدواج درآوردن وكيل زن ، او را براى خودش
ارجاعات
مىآيد :
در روايت دوم از باب پنجاه و پنجم از ابواب ازدواج اين گفته كه : « وكيل زن به خواستگار وى گفت : فلان مبلغ بر عهدهء تو . خواستگار گفت : پذيرفتم .
آنگاه وكيل به مردم گفت : شاهد باشيد كه اين مبلغ برعهدهء من است و من آن زن را به ازدواج خود درآوردم .
زن گفت : من هرگز با تو ازدواج نمىكنم و اين ازدواج هيچ فضيلتى ندارد . اختيار من تنها به دست خودم است و من فقط به دليل شرم از سخن گفتن تو را وكيل خود كردم .
امام عليه السلام فرمود : آن زن از وى گرفته مىشود و سرش به درد آورده مىشود . »
باب 5 حكم گرفتن مهريه زن توسط پدرش
195 - ( 1 ) در روايت سوم از باب سيزدهم از ابواب مهور اين گفته كه : « مردى مهريه دخترش را از شوهرش گرفت و سپس درگذشت . آيا زن مىتواند مهريهاش را از شوهرش درخواست كند يا گرفتن پدرش مانند دريافت خود اوست ؟
امام عليه السلام فرمود : اگر آن زن پدرش را براى گرفتن مهريهاش وكيل كرده بود ، حق مطالبه از شوهرش را ندارد . »