امام عليه السلام فرمود : بيشتر اجاره را در ماههايى قرار بده كه در آنها آب قطع نمىشود و بقيه آن را در ماههايى قرار بده كه آب قطع مىشود ، هرچند يك درهم باشد . »
باب 20 حكم اجاره حيوان به شرط سوار نشدن ديگرى
104 - ( 1 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال كردم : شخصى مركبى را اجاره مىكند و به ديگرى مىدهد ، آنگاه آن حيوان مىميرد . چه چيزى بر عهدهء اوست ؟
امام عليه السلام فرمود : اگر شرط كرده كه ديگرى سوار آن نشود ، وى ضامن آن است و اگر سخنى در اينباره نگفته است ، چيزى بر عهدهء او نيست . »
ارجاعات
مىآيد :
در روايت يكم از باب بعدى آنچه مناسب با اين باب است .
باب 21 حكم استفاده از مركب در غير مسير اجاره و اختلاف مالك و مستأجر
105 - ( 1 ) ابوولاد حناط گويد : « قاطرى را براى رفت و برگشت به قصر ابن هبيره به مبلغى كرايه كردم و به جستجوى يكى از بدهكارانم پرداختم وقتى نزديك پل كوفه رسيدم به من خبر داده شد كه وى به سوى نيل رفته است . من نيز به طرف نيل رفتم ، وقتى به نيل رسيدم به من گفتند : وى به طرف بغداد رفته است . من نيز به دنبال وى حركت كردم تا سرانجام به وى رسيدم . آنگاه كارم را با او انجام دادم و به كوفه بازگشتم .
رفت و برگشتم پانزده روز طول كشيد . آنگاه براى صاحب استر عذرم را بيان كردم و براى اينكه وى مرا حلال كند و او را راضى كنم پانزده درهم به او دادم ولى او نپذيرفت و توافق كرديم كه ابوحنيفه ميان ما قضاوت كند . از اين رو نزد او رفتيم و ماجراى خودمان را بازگفتيم .
ابوحنيفه به من گفت : با استر چه كردى ؟
گفتم : آن را سالم تحويل دادم .
صاحب استر گفت : آرى تحويل داد ولى پس از پانزده روز .
ابوحنيفه به وى گفت : از او چه مىخواهى ؟
او گفت : كرايه استرم را مىخواهم ، پانزده روز آن را از من جدا كرده است .