فصل هفتم : بابهاى ضمان و كفالت و حواله
باب 1 جواز درخواست ضامن از سوى طلبكار
1436 - ( 1 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم سؤال كردم : شخصى مقدارى فلوس وام مىدهد ، آيا شايسته است كفيل بگيرد ؟ امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . »
ارجاعات
گذشت :
در روايت دهم از باب نهم از بابهاى بدهى فرمودهء امام عليه السلام كه : « اگر بدهكار تنها كالا داشته باشد ، پس آن را به كفيل مىدهند يا براى وى نگهدارى مىشود . »
و در روايات باب يكم از بابهاى رهن ، مطالبى كه بر اين بحث دلالت مىكند .
باب 2 كراهت كفيل شدن و به عهده گرفتن حقوق ديگران
1437 - ( 1 ) حفص بن بخترى گويد : « از حج عقب ماندم . امام صادق عليه السلام به من فرمود : چه چيز تو را از حج عقب انداخته است ؟ گفتم : فدايت شوم ! كفيل شخصى شدم و او به من خيانت و با من پيمانشكنى كرد .
امام عليه السلام فرمود : تو را با كفالت چه كار ؟ آيا نمىدانى كفالت ، امتهاى پيشين را هلاك كرد ؟ سپس ادامه داد : گروهى بسيار گناه كردند . آنگاه از آن بيمناك شدند و به شدت ترسيدند و گروه ديگرى