باب 9 حرمت تملك راه و خريد و فروش آن ،
مگر اينكه ملك اختصاصى بايع باشد
37 - ( 1 ) ابوالعباس بقباق به امام صادق عليه السلام گفت : « جاده وسيع است . آيا مىتوان بخشى از آن را گرفت به طورى كه به آن زيان نزند ؟
امام عليه السلام فرمود : نه ! »
38 - ( 2 ) حسن بن على احمرى از امام باقر عليه السلام سؤال كرد : « در كنار خانهء من - ميان دو ديوار - ميدانى است كه نمىدانم متعلق به كسى باشد ! آيا مىتوانم آن را در خانهام داخل كنم ؟
امام عليه السلام فرمود : آگاه باش كه هر كس يك وجب زمين بهناحق بگيرد ، روز قيامت در حالى محشور مىشود كه آن قسمت تا زمينهاى هفتگانه به گردنش آويخته است . »
39 - ( 3 ) محمد بن مسلم گويد : « از امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام دربارهء شخصى سؤال كردم كه خانهاى خريده كه بخشى از راه در آن است . امام عليه السلام فرمود : اگر آن داخل خانهاى است كه خريده ، اشكال ندارد ! »
40 - ( 4 ) عبدالله ابن ابى اميه به امام صادق عليه السلام گفت : « خانهاى خريدهام كه بخشى از جاده در آن است . امام عليه السلام فرمود : اگر آن قسمت داخل در آنچه برايش مشخص كردهاند هست ، اشكال ندارد . »
41 - ( 5 ) منصور بن حازم گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : چند نفر كه با هم در خانهاى شريك بودند ، آن را تقسيم كردند و در وسط ، فضايى را براى رفت و آمد بازگذاشتند . شخصى سهم يكى از آنان را خريد . آيا اين معامله صحيح است .
امام عليه السلام فرمود : آرى ولى درِ خود را ببندد و درِ ديگرى به طرف راه باز كند يا از روى بام رفت و آمد كند و هر گاه شريك آنان بخواهد محل رفت و آمد خود را بفروشد ، آنان به آن سزاوارترند و اگر بيايد و پشت درِ بستهاى كه فروخته بنشيند ، آنان نمىتوانند او را از اين كار بازدارند . »