پس آن مرد ده هزار درهم به امام عليه السلام داد . نخ عبايش را گرفت و آن را در جعبهاى گذاشت . طولى نكشيد كه خداوند در وضع مالى امام سجاد عليه السلام گشايش داد . امام عليه السلام درهمهاى آن مرد را نزد وى آورد و فرمود : مالت را آماده كردم . وثيقه مرا بياور . [ تا آن را به تو بپردازم ] آن مرد گفت : فدايت شوم ! آن را گم كردم .
امام عليه السلام فرمود : پس در اين صورت نبايد مالت را از من بگيرى . كسى كه عهد و پيمانش را سبك انگارد ، مثل من نيست .
در اين هنگام آن مرد جعبه را بيرون آورد و نخ را در ميان آن يافت . آنگاه آن را به امام سجاد عليه السلام تحويل داد . امام نيز درهمها را به او داد ، نخ را گرفت ، به دور انداخت و رفت . »
1116 - ( 31 ) موسى بن بكر گويد : « از امام موسى بن جعفر عليه السلام بارها شنيدم كه اين شعر را مىخواند : اى مادر ! اگر من بدهكارم ، پس حضرت موسى عليه السلام نيز قرض مىكرد ! »
1117 - ( 32 ) سفيان بن نزار گويد : « يك روز بالاى سر مامون ايستاده بودم . . . آنگاه مامون ماجراى ديدار هارون و امام موسى بن جعفر عليه السلام را بازگو مىكند تا به اينجا مىرسد كه هارون به امام عليه السلام مىگويد : آيا بدهى دارى ؟
امام عليه السلام فرمود : آرى .
هارون گفت : چه مقدار ؟
امام عليه السلام فرمود : حدود ده هزار دينار .
هارون گفت : اى عموزاده ! من به قدرى مال به تو مىدهم كه مردان و زنان را به ازدواج يكديگر در آورى و بدهىهايت را بپردازى و مزارع را آباد كنى . . . »
1118 - ( 33 ) معاوية بن وهب گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : براى ما گفته شده است كه در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، يكى از انصار با دو دينار بدهى در گذشت . پيامبر صلى الله عليه و آله بر جنازهء وى نماز نخواند و فرمود : بر دوستتان نماز گزاريد . تا اينكه يكى از نزديكانش بدهى او را به عهده گرفت .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 681
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٨١