1079 - ( 3 ) محمد بن قاسم حنّاط [ گندمفروش ] به امام صادق عليه السلام گفت : « خداوند كارهايت را سامان بخشد . من به صورت نسيه به شخصى گندم مىفروشم . هنگام سر رسيد در حالى كه قيمت گندم تغيير كرده ، نزد من گندم مىآورد و مىگويد : من درهم در اختيار ندارم .
امام عليه السلام فرمود : به نرخ روز از وى تحويل بگير .
وى گفت : خداوند كارهايت را سامان بخشد . مىفهمم كه آنها همان گندمهايى است كه از خودم خريده است .
امام عليه السلام فرمود : از وى نگير تا آن را بفروشد و به تو پرداخت كند .
محمد بن قاسم گويد : خداوند مرا خوار و ذليل كند . امام عليه السلام نخست به من اجازه داد ، پس من بار ديگر از وى سؤال كردم و او بر من سخت گرفت . »
1080 - ( 4 ) منصور بن حازم گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى از ديگرى بابت بهاى گوسفندى كه به وى فروخته ، درهم طلبكار است . سپس طلبكار درهمهايش را مطالبه مىكند و بدهكار مىگويد :
اين گوسفند را در مقابل درهمهايى كه از من طلبكارى به تو مىفروشم و او نيز مىپذيرد .
امام عليه السلام فرمود : اين كار اشكال ندارد . »
1081 - ( 5 ) خالد بن حجاج گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : به شخصى به صورت نسيه گندم مىفروشم . هنگام سر رسيد از وى درهم هايم را درخواست مىكنم . او مىگويد : من درهم در اختيار ندارم ولى گندم دارم . آنها را از من بخر .
امام عليه السلام فرمود : از وى نخر ؛ زيرا خيرى در آن نيست . »
مرحوم شيخ طوسى قدس سره مىفرمايد : « نهى امام عليه السلام اختصاص به كسى دارد كه بيشتر يا كمتر از گندمى كه داده است ، دريافت مىكند . »
1082 - ( 6 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم - امام موسى بن جعفر عليه السلام - سؤال كردم : شخصى كالايى را به صورت نسيه مىفروشد . هنگام سر رسيد - كه هنوز كالا موجود است - فروشنده به خريدار مىگويد : از قيمت كالايى كه از من خريدى فلان مبلغ بكاه و آن را به خودم به فروش و بهاى آن را من از طلب خود كم مىكنم . آيا اين كار جايز است ؟
امام عليه السلام فرمود : در صورتى كه هر دو راضى باشند ، اشكال ندارد .
و سؤال كردم : شخصى ده درهم از ديگرى طلبكار است . بدهكار مىگويد : لباسى براى من [ به صورت نسيه ] بخر و آن را به فروش و بهايش را بردار ، پس آنچه زيان كردى به عهدهء من . آيا اين كار حلال است ؟
امام عليه السلام فرمود : در صورت رضايت دو طرف ، اشكال ندارد . »
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب پيشين ، مناسب با اين بحث هست .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 665
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٦٥