باب 14 جواز قرض دادن درهم به شرط بازپرداخت در سرزمين ديگر
896 - ( 1 ) يعقوب بن شعيب گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى به ديگرى درهم قرض مىدهد تا در سرزمين ديگرى به او پرداخت كند و اين را با وى شرط مىكند . امام عليه السلام فرمود :
اشكال ندارد . »
897 - ( 2 ) عبدالرحمان بن ابى عبدالله گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى به ديگرى درهم به صورت شمارش قرض مىدهد و او در سرزمين ديگرى پرداخت مىكند . امام فرمود :
اشكال ندارد . »
898 - ( 3 ) اسماعيل بن جابر گويد : « به امام باقر عليه السلام گفتم : به شخصى درهم مىدهم و با او شرط مىكنم كه در سرزمين ديگر هموزن آن درهم اسود « 1 » بپردازد . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . »
899 - ( 4 ) سكونى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « اشكال ندارد كه شخصى در مكه درهم بگيرد و براى طلبكاران سفته و حواله بنويسد كه در كوفه درهم را به آنان بپردازند . »
900 - ( 5 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه : « امام صادق عليه السلام سفته را اجازه فرمود و آن قرض گرفتن مالى در سرزمينى و پرداخت آن در سرزمين ديگر است و روايت مىشود كه على عليه السلام مالى را در مدينه داد و در سرزمين ديگرى تحويل گرفت . »
901 - ( 6 ) ابوالصباح روايت مىكند كه : « شخصى مىخواست توسط فرد ديگرى مالى را به سرزمينى بفرستد . وى به صاحب مال گفت : آن را به من قرض بده و من پس از رسيدن به آنجا به تو مىپردازم . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . »
هامش
( 1 ) . درهم هايى كه به وسيلهء معاويه ضرب شد .