مىآيد :
در روايت هشتم از باب هفتم فرمودهء معصوم عليه السلام كه : « پدرم زمينى خريد و با فروشنده شرط كرد درهمى بپردازد كه هر ده تاى آن معادل يك دينار است ( يا شرط كرد بهجاى هر درهم يك دينار بپردازد يا بهجاى هر دينار ده درهم بپردازد ) . »
باب 6 كيفيت معاملهء درهم ودينار در صورت عدم تساوى
857 - ( 1 ) حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « معاملهء هزار و يك درهم با هزار درهم و دو دينار اشكال ندارد . وقتى دو دينار يا كمتر يا بيشتر در معامله وارد شود ، اشكال ندارد . »
858 - ( 2 ) عبدالرحمان بن حجاج گويد : « به امام گفتم : شخصى به صراف مىگويد : صد درهم از تو مىگيرم و صد و ده درهم يا صد و پنج درهم مىدهم و او را بر مقدارى راضى مىكند . پس از رضايت دو طرف بهجاى درهمهاى افزوده ، دينار يا طلا قرار مىدهد و مىگويد : معاملهء اول را برهم مىزنم و به اين صورت با تو معامله مىكنم ؛ چون معاملهء اول شايسته نبود يا بدون آنكه اين را بگويد ، طلا را بهجاى درهمها قرار مىدهد .
امام عليه السلام فرمود : هرگاه معامله بر حلال جارى شود ، اين كار اشكال ندارد .
گفتم : اگر بهجاى طلا فلوس قرار دهد [ معامله چه حكمى دارد ] ؟
امام عليه السلام فرمود : من نمىدانم فلوس چيست ؟ »
859 - ( 3 ) عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « محمد بن منكدر به پدرم مىگفت : اى ابوجعفر ! خداوند تو را رحمت كند ! به خدا سوگند ! ما مىدانيم كه اگر ارزش يك دينار هجده درهم باشد و تو يك دينار را در همه مدينه بگردانى ، تا كسى را بيابى كه در برابر آن بيست درهم به تو دهد ، چنين كسى را نخواهى يافت . پس اين كار جز فرار از ربا نيست .
و پدرم مىگفت : به خدا سوگند راست گفتى ! ولى آن فرار از باطل به سوى حق است . »