320 - ( 4 ) ابو حمزه ثمالى از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « آدم عليه السلام در وادىاى به نام روحاء - ميان طائف و مكه - بود كه خداوند گروههايى از فرشتگان را بر وى فرستاد . ( آنگاه پشت آدم را دست كشيد ) و نسل او را - كه به صورت موجوداتى كوچكتر از مورچه بودند - فراخواند . آنان بيرون آمدند همانگونه كه مورچهها از سوراخشان بيرون مىآيند .
آنگاه بر لب وادى جمع شدند . خداوند به آدم فرمود : بنگر چه مىبينى ؟
آدم گفت : مورچههاى فراوانى بر لب وادى !
خداوند فرمود : اى آدم ! اينها نسل تو هستند . آنها را از پشت تو خارج كردم تا بر ربوبيت خويش و نبوت محمد صلى الله عليه و آله از آنان پيمان بگيرم همانگونه كه در آسمان از آنان پيمان گرفتم !
آدم گفت : پروردگارا ! چگونه آنان در پشت من جاى گرفتند ؟
خداوند فرمود : اى آدم ! به خاطر آفرينش دقيق ، لطيف و قدرت با نفوذ من !
آدم گفت : پروردگارا ! در پيمان از آنها چه مىخواهى ؟
خداوند فرمود : اينكه براى من چيزى را شريك قرار ندهند !
آدم گفت : هر يك از آنان از تو پيروى كند ، پاداشش چيست ؟
خداوند فرمود : او را در بهشت خود ساكن مىكنم !
آدم گفت : كيفر هركس از فرمانت سرپيچى كند ، چيست ؟
خداوند فرمود : در آتش خود او را ساكن مىكنم !
آدم گفت : پروردگارا ! در ميان آنان به عدالت رفتار كردى و اگر آنان را حفظ نكنى بيشتر آنان از تو نافرمانى مىكنند .
امام باقر عليه السلام در ادامه فرمود : سپس نام پيامبران و مدت زندگىشان را به آدم نشان داد . وقتى آدم به نام داود عليه السلام رسيد . . . » ادامهء اين حديث ، همانند حديث پيشين است .
ارجاعات
مىآيد :
در روايت هفتم از باب چهل و نهم از بابهاى مستحبات تاجر ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « هرگاه حقى برعهدهء كسى داشتى ، به او بگو : بايد بنويسى و فلانى بنويسد . . . »
باب 4 حق اولويت نسبت به محل كسب در بازار و . . .
321 - ( 1 ) طلحة بن زيد از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه اميرمؤمنان عليه السلام فرمود : « بازار مسلمانان مانند مسجد آنان است . پس هركس پيش از ديگران محلى را تصرف كرد ، تا شب سزاوارتر به آنجاست . »