على عليه السلام به امام حسن عليه السلام فرمود : اى حسن ! آن را تحويل بگير !
امام حسن عليه السلام شتر را گرفت و على عليه السلام به راه افتاد . آنگاه عرب بيابانگرد ديگرى با همان قيافه و لباس متفاوت با امام عليه السلام برخورد كرد و به وى گفت : اى على ! آيا اين شتر را مىفروشى ؟
على عليه السلام فرمود : با آن چه كار مىكنى ؟
مرد عرب گفت : در نخستين نبردى كه براى پسر عمويت رخ مىدهد ، با اين شتر خواهم جنگيد .
على عليه السلام فرمود : اگر بپذيرى ، اين شتر به رايگان مال تو !
مرد عرب گفت : من پول آن را دارم و آن را در برابر پول مىخرم . آن را به چه مبلغى خريدهاى ؟
على عليه السلام گفت : به صد درهم .
مرد عرب گفت : صد و هفتاد درهم مال تو .
على عليه السلام به امام حسن عليه السلام فرمود : صد و هفتاد درهم را بگير و شتر را تحويل بده . صد درهم از اين پول مال فروشندهء شتر و هفتاد درهم مال ما تا با آن چيزى بخريم .
امام حسن عليه السلام درهم را گرفت و شتر را تحويل داد . . . . »
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب سى و پنجم ، مناسب با اين بحث هست .
مىآيد :
در روايت نوزدهم از باب بعدى فرموده امام عليه السلام كه : « فروش ديگر كالاها پيش از پرداخت بهاى آنها اشكال ندارد . »
و در روايات باب نهم از بابهاى معاملهء ميوهها ، مناسب با اين بحث خواهد آمد .
باب 41 حكم بيع مبيع قبل از قبض آن
179 - ( 1 ) عبدالرحمن بن ابى عبدالله گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى يك كرّ گندم بدهكار است . يك كرّ گندم از فرد ديگرى مىخرد و به طلبكار مىگويد : بيا گندم خود را تحويل بگير . امام عليه السلام فرمود : اشكالى ندارد . »
180 - ( 2 ) جميل بن دراج گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى مواد خوراكى مىخرد و پيش از تحويل ، آن را مىفروشد . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد .
و گفتم : و آن مرد [ كه گندم را پيش از قبض آن فروخته ] كسى را كه از او [ اين گندم را ] خريده ، براى تحويل گرفتن و پيمانه كردن آن گندم وكيل مىكند .
امام عليه السلام فرمود : اشكالى در آن نيست . »