باب 39 استحباب بيع مساومه
171 - ( 1 ) عبيدالله بن على حلبى و محمد حلبى هر دو از امام صادق عليه السلام روايت مىكنند كه فرمود : « از مصر براى پدرم كالايى آمد . با آن مواد خوراكى ساخت و تاجران را براى خريد آن كالا فرا خواند . آنان گفتند : ما آن را به ده - دوازده مىخريم . پدرم پرسيد : و آن چه مقدار است ؟
آنان گفتند : در هر ده هزار ، دو هزار .
پدرم به آنان گفت : من اين كالا را به دوازده هزار مىفروشم .
پس با گفتگو درباره قيمت فروش به آنان فروخت . »
در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « كالايى از مصر براى پدرم آمد . وى مواد خوراكى با آن ساخت و بازرگانان را فراخواند . آنان گفتند : آن را به ده - دوازده از تو مىگيريم !
پدرم به آنان فرمود : من اين كالا را به دوازده هزار به شما مىفروشم ! و قيمت خريد آن ده هزار بود . »
172 - ( 2 ) جرّاح مدائنى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه ايشان فرمود : « من بيع ده - يازده و ده - دوازده را ناپسند مىشمارم و اين گونه با تو بيع مىكنم . »
173 - ( 3 ) ابان از محمد روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود : « فروختن ده به يازده و ده به دوازده و معاملات همانند آن ، براى من ناخوشايند است . بلكه به فلان مبلغ بدون بيان قيمت خريد مىفروشم . آنگاه فرمود : از مصر كالايى براى من آمد و دوست نداشتم آن را به اين صورت بفروشم و بر من سنگين بود ؛ از اين رو با گفتگو درباره قيمت فروش آن را به مشترى فروختم . »