و در روايت چهارم ، شانزدهم ، سى و چهارم و سى و پنجم و روايات ديگر ، مطالبى هست كه دلالت مىكند بر اينكه امانتدارى از اخلاق كريمانه است .
و در روايت شصت و نهم از باب شصت و هفتم فرمودهء امام عليه السلام كه : « بر تو باد به تقواى الهى و پرداخت امانت . »
و در روايت ششم از باب دوم از بابهاى دعا فرمودهء امام عليه السلام كه : « تو را به تقواى الهى ، راستگويى و امانتدارى سفارش مىكنم . »
در بسيارى از روايات باب يكم از بابهاى معاشرت ، مطالبى هست كه بر اين بحث دلالت مىكند و روايات باب هفتاد و چهارم از بابهاى كسبهاى روا و ناروا ، دلالت بر جواز برداشتن از امانت كسى مىكرد كه از پرداخت وام خود خوددارى كند .
و در روايت يكم از باب پنجاه از بابهاى مستحبات تاجر فرمودهء امام عليه السلام كه : « كسى كه به تو امانت بسپارد و از تو انتظار خيرخواهى دارد ، امانتش را به وى بپرداز ؛ هرچند قاتل امام حسين عليه السلام باشد . »
و باب دوم از بابهاى بدهى را بنگر كه در آن مناسب با اين بحث هست .
و در روايت هفتم از باب هشتم از بابهاى بدهى فرمودهء امام عليه السلام كه : « مگر كسى كه تصميم به پرداخت امانت وى ندارد پس او همانند دزد است . »
و در روايت يكم از باب دوم از بابهاى شركت اين گفته كه : « شخصى مىفهمد كه شريكش مقدارى به او خيانت مىكند ، آيا او نيز مىتواند به مقدارى كه شريكش برمىدارد ، بدون اطلاع او بردارد ؟
امام عليه السلام فرمود : كار زشت و ناپسندى است . آنان براساس امانتى كه خداوند به آنان سپرده با هم شريك شدهاند . »
و در روايات باب پنجم و ششم از بابهاى وديعه مناسب با اين باب هست .
مىآيد :
در روايت يكم از باب ششم از بابهاى وكالت فرمودهء امام عليه السلام كه : « اى مرد ! خيانت تو و تباه كردن مال من توسط تو يكسان است ؛ زيرا زيان خيانت به تو بازمىگردد . . . هركس در مالى خيانت كند ، به حساب روزىاش گذاشته و گناهش عليه وى نوشته مىشود . »
و در روايت دوم از باب چهاردهم از بابهاى حد محارب اين گفته كه : « على عليه السلام جز سه گروه را زندان نمىكرد : كسى كه امانتى به وى سپرده شود ، پس آن را نابود كند و اگر چيزى از وى مىيافت ، آن را مىفروخت چه حاضر باشد يا غايب . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 1163
مساهمون: السيد البروجردي
ص١١٦٣