باب 9 حريم درخت خرما در ملك ديگران
1730 - ( 1 ) عقبة بن خالد روايت مىكند كه : « در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مواردى كه يك يا دو نخل از شخصى در ملك ديگرى بود و آنان با يكديگر بر سر حقوق آن اختلاف مىكردند ، رسول خدا عليه السلام دربارهء محل ريختن خرماى هر نخل اين گونه حكم كرد كه تا جايى كه بلندترين شاخهء نخل به آنجا مىرسد ، به آن نخل اختصاص دارد . »
1731 - ( 2 ) در كتاب من لا يحضره الفقيه آمده است : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : حريم نخل به اندازهء بلندى شاخهء آن است . »
ابو البخترى از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين حديث را روايت كرده است .
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب پنجاه و هفتم از بابهاى خريد و فروش ، مطالبى هست كه بر اين بحث دلالت مىكند .
باب 10 عدم جواز زيان رساندن از سوى مالك نخل در ملك ديگران
1732 - ( 1 ) ابو عبيده حذّا از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « سمرة بن جندب در باغ فلان خاندان درخت خرمايى داشت و هرگاه براى سركشى به نخلش به آنجا مىرفت به خانوادهء صاحب باغ نگاه و اين كار ، صاحب باغ را ناراحت مىكرد . از اين رو صاحب باغ نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از اين موضوع شكايت كرد و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! سمره بدون اجازهء من وارد حريم خانوادگى و خصوصى من مىشود .
اى كاش او را فرا مىخواندى و به وى دستور مىدادى هنگام ورود ، اجازه بگيرد تا خانوادهء من خود را بپوشاند و احتياط كند .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سمره را فراخواند و به وى فرمود : فلانى را چه شده كه از تو شكايت مىكند و مىگويد : بدون اجازهء او وارد مىشوى و همسرش را در وضعيتى مىبينى كه براى وى ناخوشايند است . . . . اى سمره ! هنگام ورود ، اجازه بگير .
سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به سمره فرمود : آيا شادمان نمىشوى كه در مقابل اين نخلت ، درختى در بهشت متعلق به تو باشد ؟