و به خراش دادن ، بريدن نيز گفته مىشود ولى خراش حدّ نيست و تنها ادب وتعزير است و بر پسر تعزير واجب است ، اگر كارى كند كه براى آن كار ، بر بزرگها حدّ واجب مىشود و در خراش دادن ، حضرت بندهاى انگشتان پسر را با وعيدى كه به او داده ، سختگيرى به همراه ادب است و به ذهن تبادر مىكند كه اگر مجددا سرقت كند ، دستش بريده مىشود و حضرت با فرمودهاش كه : اگر باز سرقت كند ، دستش را قطع مىكنم ، در دل اين معنى را گرفته كه اگر پس از آن كه بالغ شوى ، سرقت كنى ؛ بنابراين اميرالمؤمنين عليه السلام به شكل زيبايى پسرك را ترسانده و به دليل سختگيرى و شدت عمل ، مبهم ذكر كرده است تا پسرك مجددا سرقت نكند و در اين مورد و مشابه آن از موارد تأديب چيز معينى نيست » .
1732 - 46980 - ( 16 ) زراره گويد : « از امام باقر شنيدم كه مىفرمود : پسرى را كه سرقت كرده بود ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . حضرت نوك انگشتانش را خونآلود كرد . سپس امام فرمود : آگاه باش ! كه اگر مجددا سرقت كنى ، انگشتانت را مىبرم . پس از آن فرمود : آگاه باشيد ! كه كسى به اين حكم جز رسول خدا صلى الله عليه و آله و من عمل نكرده است » .
1733 - 46981 - ( 17 ) عبدالرحمن گويد : « امام صادق عليه السلام فرمود : اگر بچهاى سرقت كند كه هنوز محتلم نشده است ، سر انگشتانش بريده مىشود . امام صادق عليه السلام بيان داشت : اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : اين كار را جز رسول خدا صلى الله عليه و آله و من ، كسى انجام نداده است » .
1734 - 46982 - ( 18 ) پسرى را كه سرقت كرده و هنوز محتلم نشده بود ، نزد اميرالمؤمنين على عليه السلام آوردند .
حضرت سر انگشت كوچك او را بريد . پس از آن فرمود : « كسى غير از رسول خدا صلى الله عليه و آله و غير از من ، چنين نكرده است » .
1735 - 46983 - ( 19 ) ابن الحنفيه گويد : « پسرى را كه يك كلاهخود آهنى سرقت كرده بود ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . حضرت در اين كه پسر محتلم شده است ، شك داشت ؛ لذا سر انگشتانش را بريد . سپس فرمود : اگر باز سرقت كنى ، دستت را مىبرم » .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 993
مساهمون: السيد البروجردي
ص٩٩٣