و در روايت چهل و چهار ، اين گفته كه : « اى عمر ، بزرگترين گناه كبيره چيست ؟ حضرت فرمود :
شرب خمر . ( تا آنجا كه مىگويد ) : شرب خمر صاحبش را در زنا ، سرقت و كشتن فردى كه خداوند ريختن خونش را حرام كرده است ، وارد مىكند » .
و در روايت يكم از باب شانزده ، روايتى كه مىگويد : « سارق در حالى كه سرقت مىكند ، ايمان ندارد » .
و در روايت چهارم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اى پسر قيس ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : زناكار در حالى كه زنا مىكند ، ايمان ندارد و سارق در حالى كه سرقت مىكند ، ايمان ندارد . اما تو و يارانت هر سو كه مىخواهى ، برو » .
و در روايت هفت ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « سارق در حالى كه سرقت مىكند ، ايمان ندارد » .
و در روايت سى و سه از باب يكم از ابواب نكاح محرم ، فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه و آله كه : « سارق در حال سرقت ، ايمان ندارد » .
و در روايت سى و پنج مانند همين آمده است و افزوده است كه : « آن زمان كه كارى از اين دست بكند ، روح ايمان از او بيرون مىرود » .
و در روايات باب هفت از ابواب احكام عمومى حدود ، رواياتى كه بر حرمت سرقت و لزوم قطع دست سارق دلالت دارد .
و در روايت سه از باب هشت ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « اگرمردى از عجم را بيابم كه كليت اسلام را پذيرفته ولى توضيح و تفصيل اسلام به او نرسيده و او زنا يا سرقت يا شرب خمر كرده است - اگر جاهل بوده - حدّ را بر او جارى نمىكنم » .
و در روايت يكم از باب نهم ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « سارق اگر خودش به سوى خداوند عز و جل توبه كند و آنچه سرقت كرده به صاحبش باز گرداند ، قطع دست بر او نيست » .
مىآيد :
در روايات باب بعدى و ديگر ابواب مربوط به سرقت ، رواياتى كه بر اين مفاد دلالت دارد .
و در بسيارى از روايات باب يكم در بيان حدّ محارب ، روايتى كه با اين باب مناسب است ؛ ملاحظه كنيد .
و در روايت چهل و چهارم از باب يكم از ابواب قتل و قصاص ، فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه و آله كه : « سارق هنگامى كه سرقت مىكند ، با ايمان نيست » .