تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
1420 - 46668 - ( 9 ) مطر بن ارقم گويد : « شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود : والى عبدالعزيز بن عمر ، كس نزد من فرستاد . من نزد وى رفتم . در جلوى او دو مرد بود كه يكى از آن دو از رفيقش بد گويى كرده و صورت وى را خراش داده بود . والى پرسيد : اى ابوعبدالله ، نظر شما دربارهء اين دو مرد چيست ؟ پرسيدم : اين دو چه گفته‌اند ؟ والى گفت : يكى از اين دو گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فضيلتى بر بنى اميه در حسب و شرافت ندارد و ديگرى گفته است : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر همهء مردم در هر زمان فضيلت و برترى دارد و آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را يارى مىكرده ، خشم كرده و با صورت ديگرى آن كرده كه مىبينى . آيا بر او چيزى هست ؟ من به او گفتم : من گمان دارم كه تو از كسانى كه در اطرافت هستند ، پرسيده‌اى و آنان نيز به تو گفته‌اند . والى گفت : تو را سوگند مىدهم كه بگويى . به او گفتم : شايسته است كسى كه گفته است در فضيلت و برترى كسى مانند رسول خداست ، كشته شود و زنده گذاشته نشود . امام فرمود : والى گفت : آيا مگر حسب يكى نيست ؟ گفتم : حسب كه نسب نيست . آيا نمىبينى اگر تو به مردى از اين نوع مردم مهمان شوى و از تو پذيرايى كند و به او بگويى كه اين حسب و شرف است ، درست است ؟ والى پرسيد : آيا نسب يكى نيست ؟ گفتم : اگر نسب اين دو ، تا آدم عليه السلام برود ، نسب يكى است . در نسب رسول خدا صلى الله عليه و آله شرك و ستم آميخته نشده است . پس از آن ، والى دستور داد و او كشته شد » . 1421 - 46669 - ( 10 ) هشام بن سالم گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : نظر شما دربارهء مردى كه به اميرالمؤمنين عليه السلام بسيار دشنام مىدهد ، چيست ؟ هشام گويد : حضرت به من فرمود : به خدا سوگند ! اگر تو اين مساله را به هر بىگناهى نكشانى ، خونش حلال است . هشام گويد : پرسيدم : نظر شما دربارهء مردى كه ما را آزار مىدهد ، چيست ؟ هشام گويد : حضرت فرمود : دربارهء چه ؟ گفتم : دربارهء شما ما را با ياد كرد از شما آزار مىدهد . هشام گويد : حضرت فرمود : آيا بهره‌اى در ارتباط با اميرالمؤمنين عليه السلام دارد ؟ به امام گفتم : او چنين مىگويد و اظهار مىكند . حضرت فرمود : متعرّض او مشو » .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 849 | السيد البروجردي / اسماعيل تبار / حسينى / حسينيان قمى