تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
4 - 45251 - ( 4 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « چون اميرالمؤمنين عليه السلام دادرسى را به شريح واگذار كرد ، با او شرط كرد كه دادرسىاش را اجرا نكند تا بر امام عرضه كند . » 5 - 45252 - ( 5 ) سعيد بن ابى الخضيب بجلّى گويد : « همراه و همسفر ابن ابىليلى بودم تا به مدينه آمديم ، در حالى كه در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم ، امام جعفر صادق عليه السلام از در ، درآمدند . به ابن ابىليلى گفتم : برخيز تا با هم نزد او برويم . ابن ابىليلى گفت : نزد او چه كنيم ؟ گفتم : از او مىپرسيم و با او سخن مىگوييم . گفت : برخيز . برخاستيم و نزد حضرت رفتيم . او دربارهء خودم و خانواده‌ام از من پرسيد . سپس فرمود : اين كيست با تو ؟ گفتم : او ابن ابىليلى ، قاضى مسلمانان است . آن‌گاه حضرت به او فرمود : تو ابن ابىليلى قاضى مسلمانان هستى ؟ او گفت : آرى . حضرت فرمود : مال اين را مىگيرى و به آن مىدهى و مىكشى و بين زن و مرد جدايى مىافكنى و در اين ارتباط از كسى نمىترسى ؟ او گفت : آرى . حضرت فرمود : طبق چه چيزى دادرسى مىكنى ؟ گفت : بر پايهء آنچه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين على عليه السلام و ابوبكر و عمر رسيده است . حضرت فرمود : آيا از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به تو رسيده كه فرمود : اميرالمؤمنين على عليه السلام از همهء شما در دادرسى برتر است ؟ او گفت : آرى . حضرت فرمود : چگونه غير آن‌گونه كه اميرالمؤمنين عليه السلام دادرسى كرده است ، دادرسى مىكنى با اين‌كه اين سخن به تو رسيده است ؟ چه مىگويى اگر زمينى از نقره و آسمان‌هايى از نقره بيايد و رسول خدا صلى الله عليه و آله دست تو را بگيرد و تو را در پيشگاه خداوندت نگاه دارد و بگويد : اى پروردگار من ، اين شخص به‌غير آنچه من دادرسى كردم ، دادرسى كرده است . سعيدبن ابىالخضيب بجلّى گويد : صورت ابن ابىليلى چون زعفران زرد شد . سپس به من گفت : همسفرى براى خود پيدا كن . به خدا سوگند ! هرگز با تو يك كلمه سخن نمىگويم . » همين روايت در احتجاج : « سعيد بن ابىالخضيب گويد : من و ابن ابىليلى به مدينه رفتيم . در حالى كه در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم ، امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد . ما نزد او رفتيم . از احوال خودم و خانواده‌ام از من پرسيد . پس از آن فرمود : اين كيست كه با توست ؟ گفتم : ابن ابىليلى ، قاضى مسلمانان است . حضرت فرمود : درست ! سپس حضرت به ابن ابىليلى فرمود : آيا مال اين را مىگيرى و به آن مىدهى و بين مرد و همسرش جدايى مىافكنى و از كسى در اين رابطه نمىترسى ؟ ابن ابىليلى گفت : آرى . حضرت فرمود : بر پايهء چه چيزى حكم مىكنى ؟ او گفت : بر پايهء آنچه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و ابوبكر و عمر به من رسيده است .