1177 - 46425 - ( 6 ) و سنگسار كردن اين است كه چاهى به اندازهء قامت آن مرد تا سينهاش و براى زن تا بالاى پستانهايش كنده و سنگسار شود .
1178 - 46426 - ( 7 ) حضرت فرمود : « و اولين كسى كه به سنگسار كردن آن دو [ مرد و زن زناكار ] آغاز مىكند ، امام و همان شاهدانى هستند كه عليه اين دو شهادت دادهاند » .
1179 - 46427 - ( 8 ) و روايت شده است كه با سنگسار كردن ، قصد سر او را نكنند و روايت شده كه جز سنگ امام او را نمىكشد .
1180 - 46428 - ( 9 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام زنى را سنگسار كرد . چالهاى براى او كنده شد و زن در آن چاله قرار گرفت . امام عليه السلام آغاز كرد و او را سنگسار نمود . سپس به مردم دستور داد كه پس از آن ، زن را سنگسار كنند و حضرت فرمود : « امام شايستهترين فردى است كه بايد به سنگسار كردن در زنا ، آغاز كند » .
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « مرد و زنى كه بايد سنگسار شوند ، تا نيمهء بدنشان دفن مىشوند سپس امام سنگ مىزند و مردم پس از وى با سنگهاى ريز مىزنند ؛ چرا كه سنگ ريز براى پرتاب كردن راحتتر و مناسبتر است و با كسى كه سنگسار مىشود ، سازگارتر است و رويش را به قبله مىكنند و از جلو به او سنگ نمىزنند و سنگسار مىشود تا بميرد » .
1181 - 46429 - ( 10 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « كسى كه بايد سنگسار شود ، از پشت ، سنگسار مىشود و از روبه رو سنگسار نمىشود ؛ چرا كه سنگسار و زدن نبايد به صورت اصابت كند و تنها بر بدن و بر همه اعضايش زده مىشود » .
1182 - 46430 - ( 11 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اگر زناكار محصن اقرار كرد ، اول كسى كه او را سنگسار مىكند امام است . سپس مردم و اگر بيّنه بر او شهادت دهد ، اول كسى كه او را سنگسار مىكند ، بيّنه است ؛ سپس امام و آنگاه مردم » .
1183 - 46431 - ( 12 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام سراقه [ در فقيه : شراحة ] همدانيه را با خود بيرون آورد . نزديك بود كه مردم از ازدحام بعضى ، بعضى ديگر را بكشند . چون امام چنين ديد ، دستور داد كه سراقه را برگردانند تا ازدحام جمعيت سبك شود . سپس او را بيرون برد و در را بست .
راوى گويد : « آنگاه به او سنگ زدند تا مرد . سپس امام دستور داد در باز شود ، هركس كه داخل مىشد ، سراقه را لعن مىكرد . چون حضرت چنين ديد ، منادى حضرت ندا داد : اى مردم ، زبانهاىتان را از سراقه برداريد ؛ چرا كه حدّى اجرا نمىشود مگر آن كه كفارهء آن گناه خواهد بود ؛ آن گونه كه بدهى با پرداخت بدهى جبران مىشود » .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 739
مساهمون: السيد البروجردي
ص٧٣٩