باب 12 رجم زن حامله پس از وضع حمل و شير دادن نوزاد
981 - 46228 - ( 1 ) عمار ساباطى گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء محصنهاى كه آبستن بوده و زنا كرده است ، پرسيدم . حضرت فرمود : نگاهش مىدارند تا وضع حمل كند و فرزندش را شير دهد ، آنگاه او را سنگسار مىكنند » .
982 - 46229 - ( 2 ) روايت شده است كه زن آبستنى كه زنا داده بود ، نزد عمر آوردند . وى دستور سنگسار شدن زن را صادر كرد . حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به عمر فرمود : « گيرم كه تو بتوانى زن را سنگسار كنى ولى سلطهاى بر جنين در شكم او ندارى . خداوند متعال مىگويد : هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد . عمر گفت : زنده نباشم براى مشكلى كه ابوالحسن در كنارش نيست . سپس گفت : با اين زن چه كنيم ؟ حضرت فرمود : او را محافظت كنيد تا بزايد و آنگاه كه زاييد و براى فرزندش كسى را يافت كه كفالت وى كند ، حدّ را بر زن جارى سازيد . با اين گفتار ، مشكل عمر حل شد و وى حكم در اين مورد را به اميرالمؤمنين عليه السلام واگذاشت » .
983 - 46230 - ( 3 ) اميرالمومنين على عليه السلام نگاهش به زنى افتاد كه او را مىبردند . حضرت فرمود : « موضوع چيست ؟ گفتند : عمر دستور داده تا اين زن سنگسار شود ؛ چرا كه بدون شوهر آبستن شده است .
حضرت پرسيد : آيا زن حامله است ؟ گفتند : آرى . حضرت زن را از چنگ آنان درآورد و خود نزد عمر آمد . به عمر فرمود : اگر بر اين زن سلطه داشته باشى ، بر فرزند در شكمش سلطهاى ندارى . عمر گفت :
اگر على نبود ، عمر هلاك مىشد » .
984 - 46231 - ( 4 ) در روايت مناظرهء ابوجعفر مؤمنالطاق با ابوحنيفه آمده كه : « گفت : زن آبستنى را نزد عمر آوردند كه شهادت زنا عليه وى داده بودند . عمر دستور سنگسار كردن وى را صادر كرد . اميرالمؤمنين على عليه السلام به عمر فرمود : اگر تو بر آن زن تسلط داشته باشى ولى نمىتوانى بر فرزند در شكم او تسلط داشته باشى . عمر گفت : اگر على نبود ، عمر هلاك مىگرديد » .
985 - 46232 - ( 5 ) عمران بن حصين گويد : « همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم كه زنى از جهينه كه از زنا باردار شده بود ، نزد رسول خدا آمد و گفت : اى رسول خدا ، من كارى كردهام كه حدّ دارد ؛ آن حدّ را بر من جارى ساز . پيامبر صلى الله عليه و آله ولىّ زن را خواست و به او دستور داد تا با زن نيك رفتارى كند و پس از آن كه وضع حمل كرد ، او را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بياورد . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد كه سنگسار شود و پس از آن بر وى نماز گزارد » . در اين حديث نيامده است كه آن زن ، چهار بار اعتراف كرده است .