893 - 46139 - ( 24 ) اميرالمؤمنين عليه السلام در روايت ناسخ و منسوخ فرمود : « يكى از روشهاى آنان در جاهليت اين بود كه زن اگر زنا مىداد ، در خانه زندانى مىشد و مرد تا رسيدن مرگ زن مخارج زن را مىپرداخت و اگر مرد زنا مىكرد ، او را از مجالس خودشان دور مىساختند و دشنام و آزارش مىدادند و سرزنشش مىكردند و جز اين نمىدانستند .
خداوند متعال در آغاز اسلام فرمود : و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند ، چهار نفر از مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبيد . اگر گواهى دادند ، آنان [ زنان ] را در خانهها [ ى خود ] نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد ؛ يا اين كه خداوند ، راهى براى آنان قرار دهد و از ميان شما ، آن مردان و زنانى كه [ همسر ندارند و ] مرتكب آن كار [ زشت ] مىشوند ، آنان را آزار دهيد [ و حدّ بر آنان جارى سازيد ] . اگر توبه كنند ، و [ خود را ] اصلاح نمايند ، [ و به جبران گذشته بپردازند ] ، از آنها درگذريد ، زيرا خداوند توبه پذير و مهربان است .
ولى چون مسلمانان فراوان شده و اسلام قدرت گرفت و مسلمانان از كارهاى جاهليت بيزار شدند ، خداوند متعال فرو فرستاد كه : هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد ، تا پايان آيه .
بنابراين اين آيه ، حبس و آزار دادن را نسخ كرد » .
همين روايت در تفسير على بن ابراهيم : « فرمودهء خداوند : و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند ، چهار نفر از مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبيد ؛ اگر گواهى دادند ، آنان [ زنان ] را در خانهها [ ى خود ] نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد ؛ تا اين كه خداوند ، راهى براى آنان قرار دهد . چنين بود كه در جاهليت زمانى كه مردى با زنى زنا مىكرد ، آن زن در خانهاى حبس مىشد تا بميرد . پس از آن ، اين حكم به فرمودهء خداوند كه : هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد ، نسخ گرديد . »
894 - 46140 - ( 25 ) پنج نفر را كه در ارتباط با زنا گرفته بودند ، نزد عمر آوردند . وى دستور داد تا بر هر كدام از اينها حدّ جارى شود . اميرالمؤمنين عليه السلام حضور داشت و فرمود : « اى عمر ، اين حكم اينان نيست . عمر گفت : بنابراين شما بر اينها حكم را جارى سازيد . حضرت يكى از آنان را آورد و گردن وى را زد ؛ دومى را آورد و او را سنگسار كرد و سومى را آورد و حدّ بر وى زد و چهارمى را آورد و نيمى از حدّ بر وى زد و پنجمى را آورد و او را تعزير كرد [ چند تازيانه بر وى زد ] .
عمر متحيّر گرديد و مردم نيز از كار حضرت شگفتزده شدند ! عمر گفت : اى ابو الحسن ، پنج نفر در يك قضيه ؛ ولى شما بر اين پنج نفر پنج گونه حدّ جارى كرديد كه هيچ كدام شبيه ديگرى نبود ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : اما نفر اول ، كافر ذمّى بود كه از ذمهء خويش خارج شده و حكمش جز شمشير نبود و اما دومى ، مردى محصن بود كه حدّ او سنگسار كردن است و اما سومى ، غير محصن بود و حدّ تازيانه خورد و اما چهارمى ، بردهاى بود كه نيمى از حدّ بر وى زديم و اما پنجمى ، ديوانهاى بود كه عقلش در اختيارش نيست » .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 609
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٠٩