باب 21 كراهت جمع شدن مردم براى نگاه كردن به حدّ خورنده
852 - 46098 - ( 1 ) در زمانى كه اميرالمؤمنين على عليه السلام در شهر بصره بود ، مردى را نزد حضرت آوردند كه حدّ بر او جارى مىشد . راوى گويد : جماعتى از مردم آمدند . حضرت فرمود : اى قنبر ، بنگر كه اين جماعت كيانند ؟ قنبر گفت : مردى است كه حدّ بر او جارى مىشود . راوى گويد : هنگامى كه مردم نزديك آمدند و امام به چهرههاىشان نگريست ، فرمود : خوش آمد نمىگويم به چهرههايى كه جز در بدى ديده نمىشوند . اينان مردان بىارزشند . اى قنبر ، دورشان ساز از من » .
باب 22 حكم حضور انسان نزد كسى كه به ظلم تازيانه مىخورد يا كشته مىشود
853 - 46099 - ( 1 ) امام باقر عليه السلام فرمود : « كسى از شما نزد فردى كه پادشاه ستمگر بناحقّ او را مىزند ، حاضر نشود و نيز نزد كشته يا ستم ديده حاضر نشود - اگر او را يارى نمىكند - چرا كه يارى رساندن به مؤمن ، بر مؤمن واجب است ؛ البته اگر نزد وى حاضر شود و عافيت ، گشايش بيشترى دارد ، مادامى كه دليل روشن تو را ملزم نسازد » .
ارجاعات
گذشت :
در بسيارى از روايات باب هشت از ابواب امر به معروف ، دلالت بر وجوب يارى رساندن به مؤمن و نيز در برخى از روايات باب نود و سه از ابواب عشرت و نيز باب نود و چهار ، اهتمام به امور مسلمانان .
باب 23 حكم ارث بردن حد
854 - 46100 - ( 1 ) عمار ساباطى گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : آن گونه كه ديه و مال به ارث مىرود ، حدّ به ارث برده نمىشود . ولى هر يك از ورثه اگر عهدهدار حدّ شود و آن را پيگيرى كند ، او صاحب اختيار آن خواهد بود و هر كس كه رها كند و حدّ را مطالبه نكند ، حقّى ندارد و اين مانند مردى است كه به فردى نسبت زنا دهد و فرد متهم دو برادر دارد . اگر يكى از آن دو از وى عفو كند ، ديگرى مىتواند كه حقّ خويش از وى مطالبه كند ؛ چرا كه مادر ، مادر هر دو اينهاست و عفو ، حقّ هر دو است » .