چهارپايى كرايه كردم تا مرا از كجا تا كجا ببرد . ( تا آن كه گويد ) : قاضى به او گفت : تو حق كرايه ندارى اگر او را به آنجا كه چهارپا را تا آنجا كرايه كرده بود ، نرسانى . حضرت گويد : من هر دو را خواستم و به آن كس كه كرايه كرده بود ، گفتم : تو نمىتوانى چيزى به آن شخص كرايه ندهى و به ديگرى گفتم : اى بندهء خدا ، تو هم نمىتوانى همهء كرايهء چهار پايت را بگيرى . ولى اندازه بگير ؛ آن اندازه كه تا جايگاه مانده و آن اندازه كه سوار شدهاى و هر دو بر همين مصالحه كنيد . آن دو همچنين كردند . » و در روايت سوم مانند آن .
باب 6 وظيفهء قاضى در مساعدت به مترافعين
داوود گفت : مسلّما او با درخواست يك ميش تو براى افزودن آن به ميشهايش بر تو ستم نموده و بسيارى از معاشران به يكديگر ستم كنند مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند امّا عدّهء آنان كم است . داوود دانست كه ما او را ( با اين ماجرا ) آزموديم . از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش كرد و به سجده افتاد و توبه كرد .
« 1 » 74 - 45320 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام بيان داشت : « اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : كسى كه مبتلا به قضاوت شده است ، مواسات [ مساعدت ] در اشاره كردن و مساوات در نگاه كردن را در مجلس قضاء رعايت كند . »
75 - 45321 - ( 2 ) بدان كه بر تو لازم است كه ميان دو خصم مساوات داشته باشى ؛ حتى در نگاه به آن دو تا اينكه نگاه تو به يكى از آن دو ، بيش از نگاهت به دومى نباشد . »
76 - 45322 - ( 3 ) رسول خدا صلى الله عليه و آله نهى كرد از اينكه قاضى با نگاه زياد و حضور ذهنش ، يكى از دو طرف را يارى كند و حضرت نهى كرد از تلقين كردن به شاهدان و به اشاره به آنها فهماندن .
77 - 45323 - ( 4 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام پيوسته مىفرمود : « شايسته است حاكم را كه توجه خود را از يك خصم به خصم ديگر رها و اين كه نگاهش را ميان آن دو به عدالت تقسيم كند و نگذارد كه يك خصم به ستم بر رفيقش چيره شود . »
هامش
( 1 ) . ص 38 / 24 .