تفسير گفتار خورشيد با امير المؤمنين عليه السّلام
( 1 ) پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : از او چه شنيديد ؟ گفتند : از خورشيد شنيديم كه مىگفت : « سلام بر تو اى اوّل » ! فرمود : راست گفته است ، او اوّل كسى است كه به من ايمان آورده است .
گفتند : از خورشيد شنيديم كه مىگفت : « اى آخر » ! فرمود : راست گفته است ، او آخرين كسى است كه با من تجديد ديدار مىكند . او مرا غسل و كفن مىكند و مرا داخل قبرم مىنمايد .
گفتند : از خورشيد شنيديم كه مىگفت : « اى ظاهر » ! فرمود : راست گفته است ، همهء علم من براى او ظاهر شده است .
گفتند : از خورشيد شنيديم كه مىگفت : « اى باطن » ! فرمود : راست گفته است . همهء اسرارم در باطن اوست « 1 » .
گفتند : از خورشيد شنيديم كه مىگفت : « اى كسى كه به هر چيزى عالم هستى » ! فرمود :
راست گفته است . اوست عالم به حلال و حرام و واجبات و مستحبات و آنچه از اين قبيل است .
همه برخاستند و گفتند : « محمّد ما را در ظلمت انداخت » ! ! و بعد از درب مسجد بيرون رفتند .
روايت با سند به سليم :
1 . عيون المعجزات : ص 4 .
روايت از غير سليم :
1 . فضائل شاذان : ص 69 .
2 . ما نزل من القرآن ، به نقل كنز الفوائد نجفى ، به نقل بحار : ج 41 ص 181 . و مدينة المعاجز : ص 33 و تفسير برهان : ج 4 ص 287 .
3 . ارشاد القلوب ديلمى : ج 2 ص 64 .
4 . الهداية الكبرى ( نسخه خطى ) : ص 17 .
5 . فرائد السمطين : باب 38 .
6 . مناقب خوارزمى : ص 68 .
7 . ينابيع المودة : ص 140 .
هامش
( 1 ) در كتاب بحار : باطن همهء اسرارم نزد اوست .