آن جنگيد « 36 » . او امر به معروف و نهى از منكر انجام داد و در راه خدا جهاد كرد تا شهيد شد ، و با حالتى پاكيزه و پاك و سعادتمند و شهيد و مطهّر خدا را ملاقات كرد ، و با آنان كه خدا و رسولش به او دستور جنگيدن با آنها را داده بودند يعنى ناكثين و قاسطين و مارقين جنگيده بود .
خلط نفاق با تقيه در نظر حسن بصرى
( 1 ) ابان مىگويد : حسن بصرى اين سخن را در اوائل عمرش در اوّل حكومت حجاج در حالى كه در خانهء ابو خليفه متوارى بود مىگفت ، و او در آن روز از شيعه به حساب مىآمد .
وقتى بزرگ شد و مشهور گشت و از او شنيدم كه در بارهء امير المؤمنين عليه السّلام سخنان ناروا مىگويد ، با او خلوت كردم و آنچه ( در اوائل عمرش ) از او شنيده بودم برايش يادآور شدم . در جواب گفت : اين مطالب را نسبت به من كتمان كن . من اين سخنان را مىگويم تا خونم را حفظ كنم ، و اگر چنين نكنم چوب بر سرم بلند مىكنند .
روايت از غير سليم :
1 . بحار : ج 40 ص 81 .
2 . اللوامع النورانيّة : ص 373 .
3 . اللوامع النورانيّة : ص 376 .
4 . مناقب ابن شهرآشوب : ج 1 ص 264 .
هامش
( 36 ) عبارت در « ب » و « د » چنين است : سپس فضيلت ديگرى بر مردم اتخاذ كرد . نخواست به ظلم كمك كرده باشد و لذا دست نگه داشت و خانهنشينى اختيار كرد تا آنكه يارانى پيدا كرد و بر تأويل قرآن جنگيد همانطور كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر تنزيل قرآن جنگيد .