هجوم و آتش زدن در خانهء امير المؤمنين عليه السّلام
( 1 ) قنفذ رفت و به ابو بكر خبر داد . عمر غضبناك از جا جست و خالد بن وليد و قنفذ را صدا زد و به آنان دستور داد تا هيزم و آتش با خود بياورند .
سپس به راه افتاد تا به در خانهء على عليه السّلام رسيد در حالى كه حضرت فاطمه عليها السّلام پشت در نشسته بود و سر مبارك را بسته و در رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جسمش نحيف شده بود .
عمر پيش آمد و در را زد ، و بعد صدا زد : « اى پسر ابى طالب ، در را باز كن » ! حضرت زهرا عليها السّلام فرمود : « اى عمر ، ما را با تو چه كار است ؟ ما را به حال خودمان رها نمىكنى » « 4 » .
عمر گفت : « در را باز كن و گر نه خانه را بر سر شما آتش مىزنيم » ! فرمود : « اى عمر ، از خداى عز و جل نمىترسى ، كه داخل خانهام مىشوى و بر منزل من هجوم مىآورى » « 5 » ؟
ولى عمر تصميم بر بازگشت نگرفت ، و آتش طلب كرد « 6 » و آن را كنار در شعلهور ساخت بطورى كه در آتش گرفت . سپس در را فشار داد ( و در باز شد ) .
زدن حضرت زهرا عليها السّلام
( 2 ) حضرت زهرا عليها السّلام روبروى عمر در آمد و ناله زد : « يا ابتاه ! يا رسول اللَّه » ! عمر شمشير را - همچنان كه در غلافش بود - بلند كرد و بر پهلوى « 7 » حضرت زد « 8 » . فاطمه عليها السّلام فرياد زد .
عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى آن حضرت زد . فاطمه عليها السّلام ناله زد : « يا ابتاه » !
هامش
( 4 ) « ب » و « د » : آيا ما را به حال خودمان رها نمىكنى ؟
( 5 ) « ب » و « د » : و خانهام را آتش مىزنى .
( 6 ) « الف » خ ل : و اين بار با آتش آمد .
( 7 ) « ب » : به دو پهلوى حضرت زد .
( 8 ) كلمهء « وجأ » كه در عبارت عربى به كار رفته به معناى ضربتى است كه ضارب بىپروا مىزند تا به هر جايى پيش آمد اصابت كند و ملاحظهء طرف مقابل را نمىكند .