سه گروه مردم در مقابل اهل بيت عليهم السّلام
( 1 ) مردم سه دستهاند : مؤمنى كه حقّ ما را مىشناسد و در مقابل ما تسليم مىشود و به ما اقتدا مىكند . چنين كسى نجات يافته و نجيب است و ولىّ خداست .
و كسى كه دشمنى ما را عقيدهء خود قرار داده و از ما بيزارى مىجويد و ما را لعنت مىكند و خون ما را حلال مىداند و حقّ ما را انكار مىكند و به برائت از ما اعتقاد دارد .
چنين كسى كافر به خداوند و مشرك و ملعون است « 49 » .
و كسى كه آنچه در آن اختلافى ندارند را گرفته و علم آنچه از ولايت ما كه بر او مشكل شده به خداوند سپرده و با ما دشمنى نمىكند . ما نسبت به چنين كسى اميدواريم ، و كار او با خدا است « 50 » .
خاتمهء مجلس معاويه
( 2 ) وقتى معاويه اين مطالب را شنيد دستور داد تا براى امام حسن و امام حسين عليهما السّلام يك مليون درهم ، يعنى براى هر كدام پانصد هزار درهم تقديم كنند « 51 » .
هامش
( 49 ) در كتاب احتجاج در اينجا اضافه كرده است : چنين كسى كافر و مشرك شده از جايى كه خودش خبر ندارد . همانطور كه به خداوند بدون علم و ظالمانه ناسزا مىگويند ، همچنين به خداوند بدون علم شرك مىورزند .
( 50 ) در كتاب احتجاج عبارت چنين است : . . . و علم آنچه بر او مشكل شده را به خدا واگذار كرده ، به ما اقتدا نكرده و با ما دشمنى نمىكند و حق ما را نمىشناسد . ما براى او اميدواريم كه خداوند او را بيامرزد و او را وارد بهشت كند چرا كه او مسلمان ضعيفى است .
( 51 ) عبارت در كتاب احتجاج چنين است : وقتى معاويه سخنانشان را شنيد دستور داد تا به هر كدام از آنها صد هزار درهم بدهند ، بجز امام حسن و امام حسين و عبد اللَّه بن جعفر كه براى هر كدام يك مليون درهم دستور داد .