هيچ ولىّ خدا باقى نماند مگر آنكه بر خون خود مىترسيد و يا كشته شده بود يا آواره و فرارى بود . و هيچ دشمن خدايى نماند مگر آنكه سخن خود را مىگفت و بدعت و ضلالت خود را كتمان نمىكرد .
5 مناشدات و احتجاجات امام حسين عليه السّلام در مكّه
حجّ امام حسين عليه السّلام با شيعيان و اهل بيت عليهم السّلام
( 1 ) يك سال « 32 » قبل از مرگ معاويه ، امام حسين عليه السّلام بهمراه عبد اللَّه بن عباس و عبد اللَّه بن جعفر به حجّ رفتند . حضرت مردان و زنان بنى هاشم و دوستان و شيعيانشان را كه به حجّ آمده بودند و نيز گروهى از انصار را كه حضرت و اهل بيتش آنان را مىشناختند جمع كردند . سپس افرادى را فرستادند و فرمودند : احدى از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه معروف به صلاح و عبادت هستند و امسال به حج آمدهاند را ترك نكنيد و آنها را نزد من جمع نمائيد » « 33 » .
اجتماع هزار نفر در مجلس مناشدهء امام حسين عليه السّلام
( 2 ) در منى بيش از هفتصد نفر « 34 » نزد آن حضرت در خيمهاش جمع شدند كه اكثر آنان از تابعين بودند ، و حدود دويست نفر از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و ديگران بودند .
كلام امام حسين عليه السّلام در بارهء جنايات معاويه
( 3 ) امام حسين عليه السّلام در مقابل آنان براى خطابه ايستاد و خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود :
هامش
( 32 ) « الف » : دو سال .
( 33 ) « ب » : سپس احدى از اصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و از تابعين كه در شهرها معروف به صلاح و عبادت بودند ترك نكرد مگر آنكه آنان را جمع نمود . « ج » : سپس كسى را فرستاد و فرمود : احدى از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و نيز از تابعين از فرزندان انصار كه معروفند را فراموش مكن » .
( 34 ) در كتاب احتجاج : هزار نفر .