نامهها و مراسلات امير المؤمنين عليه السّلام و معاويه در صفين ( 1 ) ابان از سليم نقل مىكند ، و نيز ابو هارون عبدى « 1 » گفته كه اين حديث را از عمر بن ابى سلمه شنيده است :
1 پيام و نامهء معاويه به امير المؤمنين عليه السّلام
( 2 ) سليم مىگويد : در حالى كه ما همراه امير المؤمنين عليه السّلام در صفين بوديم ، معاويه ابو درداء « 2 » و ابو هريره را فراخواند و به ايشان گفت : نزد على برويد و از قول من به او سلام برسانيد و به او بگوئيد :
اقرار معاويه به مقام امير المؤمنين عليه السّلام
( 3 ) به خدا قسم من مىدانم كه تو سزاوارترين مردم به خلافت هستى و از من به آن سزاوارترى ، زيرا تو از مهاجرينى هستى كه پيش از همه مسلمان شدند و من از آزادشدگان « 3 » هستم . و من مثل سوابق تو در اسلام و خويشاوندى پيامبر و علم تو « 4 » به كتاب خدا و سنت پيامبرش را ندارم .
هامش
( 1 ) ابو هارون عبدى عمارة بن جويرة يا جوين است كه در سال 134 از دنيا رفته است .
( 2 ) ابو درداء عويمر بن عامر بن زيد خزرجى است . در نسخهء « ج » در همهء موارد اين حديث بجاى ابو درداء نام « ابو مسلم خولانى » آمده است .
( 3 ) اشاره به فتح مكه است كه در آن روز همهء مشركين از جمله معاويه و پدر و پسرش از آزادشدگان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شدند .
( 4 ) « ب » و « د » : عمل تو .