آنها تابع او شدهاند و آنها را مورد عمل قرار دادهاند « 18 » ، اين هم مثل يكى از آنها مىشد « 19 » .
از جملهء آنها « 20 » ، تغيير اوست مقام ابراهيم را از جايى كه پيامبر قرار داده بود ، و صاع و مدّ پيامبر كه آن را تغيير داد و مقدار آن را زياد كرد ، و جنب را از تيمّم نهى نمود ، و چيزهاى بسيارى كه عمر سنّت گذاشت كه بيش از هزار باب است . اعظم آنها و محبوبترين آنها نزد ما و آنكه بيشتر چشم ما را روشن نمود زايل كردن خلافت از بنى هاشم بود ، در حالى كه ايشان اهل و معدن آن بودند و جز براى آنان صلاحيّت نداشت و زمين جز بوسيلهء ايشان اصلاح نمىشد .
ارتباط معاويه با زياد
( 1 ) هر گاه اين نامهء مرا خواندى آنچه در آن است پنهان كن و آن را پاره نما .
سليم مىگويد : نويسندهء زياد گفت : وقتى زياد نامه را خواند آن را بر زمين زد و رو به من كرد و گفت : « واى بر من از آنچه خارج شدم و به آنچه داخل شدم . به خدا قسم از شيعيان آل محمّد و حزب آنان بودم . از آن گروه خارج شدم و در شيعيان شيطان و حزب او و از شيعيان كسى كه مثل اين نامه را به من مىنويسد شدم . به خدا قسم مثل من مثل ابليس است كه از روى تكبر و كفر و حسد نخواست بر آدم سجده كند .
نسخهبردارى سليم از نامهء سرّى معاويه
( 2 ) سليم مىگويد : شب نشده بود كه نامهء او را نسخه بردارى كردم . وقتى شب شد زياد نامه را خواست و آن را پاره كرد و گفت : « هرگز نبايد احدى از مردم بر آنچه در اين نوشته است اطلاع پيدا كند » ، ولى نمىدانست كه من از روى آن نوشتهام ! !
روايت از كتاب سليم :
1 . بحار : ج 33 ص 261 ح 534 .
هامش
( 18 ) « ج » : بر خلاف سنّت محمّد سنّت قرار داده و مردم بر آنها بيعت كردهاند و به او اقتدا نموده است .
( 19 ) يعنى قتل عجمها هم مثل ساير بدعتهاى عمر مورد عمل قرار مىگرفت .
( 20 ) توضيح در بارهء اين بدعتها در احاديث 11 و 14 و 18 داده شد .