حضرت فرمود : پسرم ، برادرت از تو بزرگتر است و قبل از تو از من آب خواسته است .
امام حسين عليه السّلام عرض كرد : قبل از او به من آب بده ! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله همچنان او را آرام مىكرد « 1 » و با او به نرمى رفتار مىكرد و از او مىخواست كه اجازه دهد برادرش پيش از او بنوشد ولى امام حسين عليه السّلام اجازه نمىداد .
در اينجا فاطمه عليها السّلام عرض كرد : پدر جان ، گويا حسن نزد تو محبوبتر از حسين است ؟ ! حضرت فرمود : او نزد من محبوبتر نيست و هر دوى آنها نزد من يكسانند ، ولى حسن ابتدا از من آب خواسته است . من و تو و اين دو و اين كسى كه خوابيده « 2 » در بهشت در يك منزل و در يك درجه خواهيم بود .
راوى مىگويد : در همهء اين صحبتها على عليه السّلام در خواب بود و متوجه آنان نبود .
نشاندن حسنين عليهما السّلام بر دوش مبارك
( 1 ) روزى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از كنار حسنين عليهما السّلام عبور مىكرد در حالى كه آن دو مشغول بازى بودند . حضرت آن دو را گرفت و هر يك را بر يك دوش خود سوار كرد « 3 » .
مردى از مقابل رسيد و گفت : شما خوب سوارى براى اينان هستيد « 4 » ! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : و اين دو خوب سوارانى هستند ! اين دو پسر دو ريحانهء من از دنيا هستند .
كشتى گرفتن حسنين عليهما السّلام
( 2 ) وقتى آن دو را به خانهء حضرت زهرا عليها السّلام آورد فرمود : « با يك ديگر كشتى بگيريد » ! آن دو شروع به كشتى گرفتن نمودند و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مكرّر مىفرمود : « هى يا حسن » « 5 » ! حضرت فاطمه عليها السّلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ، آيا « هى يا حسن » مىگويى ، در حالى كه
هامش
( 1 ) « ب » و « د » : مىبوسيد .
( 2 ) يعنى امير المؤمنين عليه السّلام .
( 3 ) « ب » و « د » : هر دو را سوار كرد ، و يكى را بر دوش راست و ديگرى را بر دوش چپ قرار داد و به راه افتاد .
( 4 ) « ب » و « د » : ابو بكر از مقابل رسيد و گفت : خوب مركبى را سوار شدهايد اى دو پسر .
( 5 ) « هى » كلمهاى است كه براى تشويق در عربى و فارسى به كار مىرود .